خانه مصاحبه چگونه شورایاری را بهتر بشناسیم

چگونه شورایاری را بهتر بشناسیم

چگونه شورایاری را بهتر بشناسیم

 

مصاحبه آقای سید مهدی اعرابی- دبیر شورایاری منطقه یک تهران (۹۵/۳/۱۹)

 

مقدمه: شورایاری به عنوان یک گروه اجتماعی محلی در عین حالیکه در نگاه نخست ساده به نظر می رسد، در عمل و در واقع بسیار پیچیده و غامض است. این پیچیدگی باعث شده اکثر افراد اعم از اعضای شورا، مسئولین شهرداری و دیگر سازمان ها، مردم و حتی خود شورایاران نتوانند بخوبی آن را بشناسند و با آن ارتباط منطقی و مثبت برقرار کنند. بیشترین آسیب در این خصوص از ناحیه ستاد شورایاری بر شورایاران وارد می شود. معمولا ستاد شورایاری با یک سازمان اداری یکی انگاشته می شود و همین موضوع باعث آن می گردد که، بین ستاد و شورایاران فاصله ایجاد شود. بطور معمول ستاد شورایاری از یک فریبندگی خاصی برخوردار است که احزاب، گروه های سیاسی و افراد قدرت طلب را به سمت خود جذب می کند.
تمام شورایاران مصدایق این کلام را در ذهن دارند و از نزدیک با آسیب های این نوع نگاه آشنا هستند. خب، این واقعیتی است که باید آن را پذیرفت و برای حل این مشکل چاره جویی کرد. یکی از راه های خوب شناخت شورایاری، انجام مطالعات کیفی است. بنده در حد خود سعی کردم اینکار را انجام دهم، در تحقیقی که در مورد شورایاری انجام دادم بیست مصاحبه عمیق(باز) از مطلع ترین افراد در حوزه شورایاری گرفتم.
به تمام کسانیکه شورایار هستند، اعضای شوراها، مدیران شهرداری، محققان و کنشگران اجتماعی توصیه می کنم این مصاحبه ها بخوانند. مطمئن هستم که مطالب ارزشمندی را کسب خواهند کرد.

 

با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار بنده قرار دادید.  لطفاً خودتان را معرفی نمائید.

اینجانب سید مهدی اعرابی، عضو شورایاری محله اوین در منطقه ۱ از دوره دوم شورایاری تا کنون هستم.  همزمان در طی سه دوره مسئولیت دبیری محله اوین و منطقه ۱ را عهده دار می باشم.

پرسش: با عنایت به اینکه جناب عالی علاوه بر سابقه ی فعالیت در شورایاری، از جایگاه علمی و دانشگاهی نیز برخوردار هستید، اگر بخواهیم شورایاری را از منظر منازعات قدرت مورد مطالعه قرار دهیم به نظر شما آیا انتخاب درستی کرده ایم؟

پاسخ: اگر قبول کنیم تنها راه خردمندانه برای واگذاری قدرت به مردم، افزایش حوزه مشارکت شهروندان در اداره امور مربوط به زندگی خود است، و یکی از موضوعات مبرم مردم ایران در سده اخیر پیگیری همین مطالبه بوده، آنوقت معلوم می شود هر چقدر به این مفهوم پرداخته شود عین خردمندی است.  در پاسخ سوال شما می گویم، بله مطالعه شورایاری ها از منظر قدرت انتخاب درستی است و من به شما برای این انتخاب هوشمندانه را تبریک می گویم.  چراکه به جای خالی مردم در روابط قدرت پرداختید.

پرسش: با توجه به اشاره شما به واژه مشارکت و جایگاه مشارکت شهروندان در مدیریت کلانشهرها به نحوی که اصلا نمی توان بدون مشارکت شهروندان، شهر را به صورت بهینه اداره کرد.  با عنایت به این جایگاه، آیا مشارکت شورایاری ها به صورت واقعی شکل گرفته یا اینکه با یک مشارکت صوری مواجه هستیم و از جایگاه شورایاری و مشارکت احتمالا استفاده ابزاری شده است؟

پاسخ: در شرایط حاضر به نظر می آید ما در حال برداشتن اولین گام ها در فهم مفهوم مشارکت هستیم.  گرچه تجربه موفق مشارکت مردم در جنگ تحمیلی را داریم که نشان داد به عنوان یک امر تثبیتی مردم هر زمان با هر توانی وارد صحنه شوند تاثیر عظیمی برجای خواهند گذاشت.

با این همه از آن تجربه و روحیه فاصله گرفته ایم و به پوسته مشارکت پرداخته ایم، بنابر این به نظر می آید که ما بایستی پرده برخی از امور را بدریم، نه اینکه منتظر بمانیم تا پرده خودش کنار برود.  دریدن پرده در بعضی از امور که مثل زنجیر بر پای مشارکت پیچیده یک روحیه جهادی همراه با عقل گرایی می خواهد.  همه کسانیکه در این حوزه کار می کنند اعم از شوراها و شهرداری، می فهمند که کلمه مشارکت در ادبیات مدیریت شهری تهران بیشتر به یک تعارف شبیه است تا یک باور و واقعیت که ابعاد آن برای ذینفعان تبیین شده باشد.

بنابر این من بیشتر مشارکت فعلی را صوری می بینم تا واقعی، در واقع مدعیان مشارکت بیشتر قصد طلب وجاهت از این مفهوم را دارند تا اعتقاد عملی به آن.

پرسش: با توجه به تعریف کلی که از مشارکت فرمودید، اگر بخواهیم به صورت مصداقی در مورد مشارکت شورایاران در مدیریت شهر تهران صحبت کنیم، چقدر مشارکت شورایاران را واقعی یا صوری ارزیابی می کنید؟

پاسخ: بهتر است سیاه و سفید نگاه نکنیم و رای به نفع یکی از این دو واژه ندهیم.  واقعیت این است که ما در بعضی حوزه های مشارکت گام های اساسی برداشته ایم و در بسیاری از حوزه های دیگر یا بی توجه بوده ایم یا اساسا کاری نکردیم.

اگر قبول کنیم که امر مشارکت شهروندان در اداره امور جامعه امری عقلانی و ضروری است و این مطلب در اسناد فرا دست و از زبان بزرگان کشور به وضوح بیان شده، بحث فهمیدن مشارکت آسان می شود.  مشارکت مردم  در شهر تهران خیلی لازم تر و ضروری تر به نظر می رسد.  ضمن اینکه تجربه دیگر کشورها در اداره شهر های بزرگ همین را نشان می دهد و کاملا موفقیت آمیز بوده است.  اما این مشارکت چه در تهران و چه در دیگر شهرهای بزرگ کشور بیشتر صوری رخ داده و هنوز جنبه واقعی بخود نگرفته است.  چرا که تئوری راه بنداز و جا بنداز در میان مسئولین وجود دارد که با منطق آن فکر می کنیم فعلا از اسم مشارکت استفاده کنیم تا بعدا رسمش را هم یاد می گیریم.

البته ظرفیت مناطق ۲۲ گانه با هم متفاوت است، برای مثال ؛ میزان مشارکت و نحوی رای دادن مردم به افراد و لیست های انتخاباتی به همین تفاوت ها وابسته است.

یعنی اولویت مردم هر منطقه می تواند متفاوت با مناطق دیگر باشد و لذا مشارکت پذیری آنها یکسان نیست.  من اعتقاد دارم فهم مردم از ضرورت و فواید مشارکت تعیین کنندتر می باشد، برای نمونه میزان مشارکت شهروندان منطقه ۱ در دوره سوم انتخابات شورایاری ها رتبه دوم را کسب کرد، در صورتیکه مردم این منطقه نیاز های روزانه خود را بدون وجود شورایاری نیز به راحتی می توانند مرتفع نمایند.  ولی مشارکت پذیری را ترجیح دادند و در انتخابات شورایاری شرکت فعال داشتند و نمایندگان محله خود را انتخاب نمودند.

پرسش: در مدت ۳ دوره ی که شما شورایار بودید، فراز و نشیب های زیادی را طی کردید. آیا طی این مدت مواردی پیش آمده که شورایاری مقهور قدرت شهرداری شده باشد و خواسته یا ناخواسته کاری را انجام داده یا از انجام آن باز مانده باشد؟

پاسخ: بله، در هر دو مورد اتفاقاتی رخ داده و می توان به آنها اشاره کرد، اگر بخواهیم مصداق ذکر کنیم؛ یکی بحث موقعیت جغرافیای منطقه ۱ می باشد، که کوهپایه ای است و ۵ رود دره از ۷ رود دره تهران در این منطقه قرار دارد. به لحاظ اهمیت این رود دره ها، ساماندهی آنها به عنوان ثروت شهر تهران که به کل شهروندان تعلق دارد.  همواره از مطالبات جدی شورایاران منطقه یک بوده است. ما در این رابطه پیشنهادات کارشناسی شده زیادی برای استفاده از این ظرفیت به شهرداری ارائه کرده ایم، ولی خیلی به نظرات ما توجه نشد و در حین اجرای طرح ها هم به شورایاری اهمیتی قائل نشدند.  ما حتی موضوع را به شورای شهر انعکاس دادیم، برای نمونه سنگ های بزرگی در بستر این رودخانه ها وجود داشت که در اثر سیر طبیعی در طول سالیانه دراز در مسیر آب قرار داشت و درست مثل سرعت گیر عمل می کردند و خطر بروز سیلاب ها را کاهش می دادند.

اما متاسفانه شاهد بودیم در طرح ساماندهی این سنگ ها را از بستر رودخانه پاک سازی کردند و حرف ما هم بجای نرسید.  کاری که انجام شد بستر رودخانه و دیوارهای آن با بتون پوشش داده شد و در واقع اکوسیستم طبیعی منطقه بهم خورد.

مورد دیگر بحث ساخت و ساز در این منطقه است، عدم تناسب بین ظرف و مظروف در این منطقه کاملا مشهود می باشد، ما بارها گفته ایم که اگر منطقه یک به عنوان منطقه توریستی شناخته می شود بایستی ساخت و ساز در آن بر همین اساس تنظیم شود، نه اینکه اینقدر در آن انبوه سازی و بلند مرتبه سازی شود.

اینکار موجب گردید سقف جمعیت شمیران به صورت مرتب افزایش پیدا کند و هیچ کس هم در مدیریت شهری پاسخگوی این وضعیت و مشکلات ناشی از آن نیست.  هفتاد سال پیش جمعیت این منطقه بیست هزار نفر بوده و حالا ۵۲۰ هزار نفر بدون آنکه معابر آن تغییر کرده باشد.  در نتیجه زندگی برای ساکنین شمیران روز به روز سخت تر شده است.

اینکه طرح تفصیلی می آید و چهار سال در میز مسئولین جا خوش می کند و در اختیار مردم گذاشته نمی شود، مصداق همان مقاومت مدیریت شهری در قبال شورایاران و شهروندان است.  شهرداری در طی این چهار سال بی وقفه مجوز ساخت و ساز صادر کرده و شورایاری هم نتوانسته جلوی این روند را بگیرد.  اما مدیریت شهری در مواردی هم با شورایاران همراهی و همکاری خوبی داشته از آن جمله اجابت درخواست ما در ساخت شبکه مترو است که امیدواریم با اتصال خط ۳ و ۷ این امکان بسیار مفید رفاهی در اختیار تمام شهروندان خصوصا ساکنین منطقه یک قرار گیرد.

پرسش: استحضار دارید که بعد از اجرای طرح شورایاری در تهران توسط شورای شهر در سال های اخیر شهرداری اقدام به اجرای طرح مشابهی به نام مدیریت محله نموده است.  با توجه چند سالی که از اجرای این طرح سپری شده، شما اجرای آن را در تقویت شورایاری ارزیابی می کنید و یا احتمالا در تضعیف شورایاری ها؟

پاسخ: اعتقاد شخصی من این است که طرح مدیریت محله بدلیل هدفگذاری اشتباهی که از ابتدا داشت، در ادامه هم به مشکل برخود، تدوین کنندگان این طرح ایجاد یک رکن اجرائی در کنار رکن مشورتی شورایاری ها را دلیل اجرای آن معرفی کردند و دقیقا مشکل از همین جا آغاز می شود که اشتباه مفهومی در پی می آورد.  درست مثل این است که بخواهیم آب و روغن را با هم مخلوط کنیم، که هرگز مخلوط نخواهند شد!  مبنای اصلی شورایاران برای تشکیل، منحصرا انتخاب مستقیم از سوی مردم و از طریق برگزاری انتخابات است.  در حالیکه در مدیریت محله یک سری نهادهای انتصابی وارد ماجرا شدند و این همان ترکیب آب و روغن است.

سؤال این است که مجریان طرح اگر چنین فرضی هم داشتند بهتر بود تعداد شورایاران را ۱۳ نفر در نظر می گرفتند.  با این فرض که ۶ نفر آنها بایستی از میان نمایندگان نهادها انتخاب شوند، یعنی با رای مردم ورود پیدا کنند نه اینکه بعد از شروع بکار شورایاران به صورت انتصابی به این جمع اضافه شوند.  وقتی کسی توسط مردم انتخاب نشده، در واقع رئیس او مردم نیستند، بلکه نهادی است که او را معرفی کرده و طبیعی است که از منافع آن نهاد دفاع کند و احساس مسئولیت کمتری نسبت به مردم داشته باشد.

در عمل همین وضعیت را شاهد هستیم، در این طرح نهایتا یک نفر به عنوان مدیر محله انتخاب می شود که وظیفه دارد امور اجرایی را بر عهده گیرد.  خب، این مدیر محله چگونه معرفی می شود، شهرداری ۲ نفر را معرفی می کند و اعضای هیئت امناء اجازه دارند از میان این دو یکی را انتخاب کنند.  در صورتی که شکل صحیح کار این است منتخبین مردم خودشان، عامل اجرایی برای محل انتخاب نمایند، بدون دخالت عوامل بیرونی، مگر ما شورایاری را برآمده از مردم و مظهر مشارکت مردم نمی دانیم که دارای شرایط و ویژگی های لازم هستند.  پس چرا اینطور این نهاد مردمی را محدود می کنیم و از اعتماد به آن سر باز می زنیم.

این یعنی برش زدن به اعتماد مردم و قطع کردن دست مردم در مشارکت محلی، متأسفانه شورای شهر به این تناقض توجه نکرده است.  شهرداری در ابتدا این تصور را داشت که شورایاری، شورایاری شهرداری (شهرداری یاری) است، ولی در ادامه دریافت اینگونه نیست، طرح مدیریت محله را آورد که به خودش تعلق داشته باشد. شهرداری به طرح مدیریت محله ماهیت مردمی می دهد، ولی در واقع این طرح مردمی نیست و با اصل مشارکت مستقیم مردم در تصمیم گیری محلی تناقض دارد.

از طرفی خود مجریان طرح هم در یک سردرگمی به سر می برند، تعدد نامگذاری برای این طرح، اول گفته شد ساماندهی مشارکت های اجتماعی، بعد گفته شد طرح مدیریت محله و بعد عنوان شد هیئت امناء، همچنین در انتخاب نمایندگان نهادها تغییراتی رخ داد، در دوره سوم خود شورایاران نمایندگان نهادها با هماهنگی محلی انتخابات می کردند ولی در دوره چهارم سازمان های مرکزی هر کدام از این نهادها اقدام به معرفی نماینده نمودند و افراد کاملا به صورت تحمیلی و یکطرفه معرفی شدند.

بنابراین به نظر من این طرح موفقی نبود و به تقویت شورایاری ها منجر نشد و امیدواریم مسئولین این خطا را اصلاح کنند و در آینده پارلمان های محلی را با اتکا به آرا مردم تشکیل دهم نه به شیوه های دیگر شورایاری ها مخالف حضور بسیج و روحانیت در این ساختار نیستند، و اکثر شورایاران بسیجی هستند و تعداد زیادی هم روحانی در شورایاری حضور دارند، اما وقتی نماینده ای از سوی این نهادها معرفی می شود، لاجرم بایستی تابع مقررات عمل کنند و اگر بر فرض مثال مشکلی در عملکرد ایشان وجود داشته باشد عملا برخورد کردن با تخلف صورت گرفته امکان پذیر نیست، چرا که روحانیت دارای دادگاه مجزایی است و بسیج هم به همین ترتیب، پس می بینیم تناقصات از این دست مانع فعالیت اثر بخش شورایاری ها خواهد شد.

بقیه نمایندگان هم مثل آموزش و پرورش، شهرداری، هیات مذهبی، خیریه ها، مساجد هم هر کدام در عمل بدنبال کسب امتیاز برای نهاد خود هستند تا همکاری برای پیشبرد منافع محلی و لذا شاهد هستیم شورایاری از ادامه مسیر قبلی خود هم باز می ماند و مرتب دچار چالش و مسائل حاشیه ای می شود.

پرسش: به نظر شما بین شورای شهر و شهرداری یک تعریف مشترک از شورایاری وجود دارد یا اینکه هر کدام تعریف خاص خود از شورایاری را دارند؟

پاسخ: نخیر، نه تعریف مشترک وجود دارد و نه درک مشترک و در نهایت هم توقعات متفاوت از شورایاران میان شورا و شهرداری وجود دارد.  به همین دلیل هر چقدر عملکرد شورایاران به توقعات موجود نزدیک تر باشد محبوب تر می شوند و در غیر اینصورت مقاومت ها آغاز می شود.  کافی است شما خواسته های که دارید ( خواسته های کاملا مطابق با منافع مردم) مخالف تمایل مسئولین شهرداری باشد.  دیگر از دایره محبت شهرداری خارج خواهید شد.

در خود شورای شهر هم همینطور است شورایی ها هنوز به این باور نرسیدند که ما یار آنها هستیم، در زمان ارائه گزارش یکی از دبیران شورایاری  مناطق در صحن شورا، ایشان اعضای شورای شهر را به عنوان همکاران عزیز من مورد خطاب قرار داد که یکی از اعضا واکنش تندی نشان داد و گفت شما همکار ما نیستید  و این نشان دهنده این است که شورای شهر از ریشه و بن شورایاری ها را قبول ندارد.

بنابراین ما ها را ابزار دست و زینت بخش مجالس تلقی می کنند.  در خیلی از جاها ما چرخ پنجم به حساب
می آییم تا وجاهت آقایان لطمه نخورد، در بیان و زبان، بله شاید شورایاری ها خیلی هم تکریم شوند ولی در عمل اینگونه نیست.  وقتی دبیر منطقه یا محله ای در صحن شورا به عنوان راوی مستقیم مسائل مردم در حال گزارش دادن است، خیلی از اعضا در جلسه حضور ندارند و یا آداب نزاکت را بجا نمی آورند و به سخنان شورایار گوش نمی دهند و عملا توهین می کنند و به چندصد هزار نفر از شهروندان که نماینده به شورا فرستادند ولی اعضای شورا او را جدی نمی گیرند.

عملکرد تمام ۳۱ عضو شورای شهر قابل سنجش است اما ملاک های داریم و می توانیم تشخیص دهیم چه کسانی به تفکر شورایاری باور دارند و کدام ها باور ندارند.

خصوصا از دوره سوم شورایاری ها و زمان ریاست آقای مسجدجامعی و اکنون هم آقای طلایی که بحث گزارش دهی شورایاران مورد توجه قرار گرفت به راحتی می توان از رفتار نمایندگان شورا به میزان اعتقادشان به شورایاری پی برد، من یادم نمی رود به عنوان اولین سخنران از جمع مناطق وقتی گزارش می دادم ریاست شورا جلسه را ترک کرد و جانشین وی جلسه را اداره کرد.

پرسش: اگر بخواهیم یک تفکیک قائل شویم که شهرداری بیشتر در مقابل شورایاری مقاومت می کند یا شورای شهر شما موضوع را چگونه می بینید؟

پاسخ: شاید نتوان ملاک مشخصی عنوان نمود، بالاخره شهرداری تسهیلات و همکاری بیشتری در اختیار شورایاری ها گذاشته، و درست است که با اجازه شورا بوده ولی نمی توان از حق گذشت، بخشنامه ۱۳ ماده ای معاونت امور مناطق شهرداری آقای دکتر شریفی یک گام مؤثر برای رشد و تعالی شورایاری بود، هر کس خلاف این حرف بزند، عقلش را بکار نینداخته است، چرا که ما شاهد بودیم که ایشان این بخشنامه را تهیه و ابلاغ کرد و شخصا به تمام مناطق آمد و با شورایاران جلسه برگزار کرد و به شهرداران تکلیف کرد که آن موارد اجرا شود و به ایشان گفت من بر این اساس شما را ارزیابی می کنم، این حرکت یعنی یک موافقت جانانه با طفل نوپای شورایاری که انتظار می رفت از سوی شورا صورت بگیرد.

در عین حال در بعضی جاها هم شهرداری با تقویت مدیر محله عملا از شورایاری عبور کرده و از میان پیامبران جرجیس را انتخاب کرده است، مدیر محله ای که توسط امناء انتخاب شده، جایگاهی بالاتر از امناء و شورایاری پیدا کرده است و این عمل باعث شد تضاد و صف بندی در محل پیدا شود و روند فعالیت ها با مشکل جدی مواجه گردد.شورای شهر هم در این خصوص مقصر است چرا که حتی به اساسنامه حداقلی شورایاری ها که مصوبه خودش است هم پایبند نیست، در اساسنامه شورایاری ها را غیر سیاسی، غیر انتفاعی، غیر دولتی و داوطلبانه معرفی کرده و ذکر کرده تا زمانیکه به مرحله توانمندی نرسیده، از کمک و مساعدت شورای شهر
بهره مند خواهد شد.  این یعنی کمک به رشد یک کودک نوپا که قرار است در عرصه اجتماعی نقش آفرینی کند.

ما تجربه ریاست رسول خادم، این پهلوان نامی کشور بر ستاد شورایاری ها را هم داشته ایم.  خادم یک تنه و با انرژی وصف ناشدنی منطقه به منطقه و محله به محله سرکشی می کرد و خواسته های شورایاران را به مصوبه تبدیل و آنها را به اجرا در می آورد و هنوز هم خاطره آن دوره در اذهان شورایاری ها به نیکی باقی مانده است.

حمایت شورا یعنی این، ما انتظار داریم شورای شهر از شورایاری ها به معنای واقعی کلمه حمایت کند و آنها را از خود جدا نداند. اما آنچه شاهد هستیم محدودیت ایجاد کردن در مسیر شورایاری ها است و ما همه این اتفاقات را به درستی رصد می کنیم.

پرسش:  به نظر شما با شرایطی که اکنون در آن به سر می بریم خود شورایاری ها فارق از حمایت های شورا، شهرداری، دولت، خودشان در تثبیت و ارتقاء جایگاه خودشان چقدر می توانند موثر باشند؟

پاسخ : برای پاسخ به این سوال ابتدا باید به ویژگی های شورایار خوب بپردازیم، به نظر من حتی یک شورایار خوب از پنج صفت بایستی برخوردار باشد، اگر ویژگی ها در میان شورایاران جاری باشد، موفقیت نهاد شورایاری را رقم خواهد زد.

اولین صفت، داشتن معرفت محلی است، باید مردم را خوب بشناسد و مسئله شناسی محلی را کاملا واقف باشد، به تعبیری باید طرح اجتماعی تدوین کند و آن را بیان کند.  خیابان به خیابان، کوچه به کوچه و پلاک به پلاک محله را بشناسد و مردم به وی اعتماد داشته باشند.  اگر این اشراف نداشته باشد نمی تواند اطلاعات درستی از محله به مدیریت شهری دهد و باعث خواهد شد تصمیم گیری ها دچار اشتباه نمود.

دومین صفت، این است که تمام ساکنین محله فارق از هر قید و شرطی یک جور دوست داشته باشد.  اگر اینطور باشد هم مردم تصور خود را در آیینه شورایاری خواهند دید، اگر نگاه شورایاری به نگاه گروهی تقلیل یابد، موفقیت شورایاری ها رقم نخواهد خورد.

سومین صفت، این است که شورایار باید بلد باشد مسائل محله را به مبادی و مراجع ذیربط منعکس و انجام آنها را پیگیری کند، این صفت تا حد زیادی به داشتن تحصیلات باز می گردد، البته نه بطور صد درصد ولی قطعا افراد تحصیل کرده در شورایاری در این خصوص بهتر عمل خواهند کرد. در اینجا بد نیست اشاره ای داشته باشیم به انتخابات شورایاری ها و لزوم اینکه در شرایط انتخاب شوندگان بهتر است شرایط تحصیلی بالاتری پیش بینی شود.

تجربه شورایاری، تجربه بدیع و منحصر به فرد است، ما شورایاران زیادی داریم که سواد زیادی ندارند ولی استاد به مشارکت طلبیدن شهروندان هستند، مهر و امضای ایشان همه جا معتبر است، اما همین شورایار در زمان گزارش نویسی و گزارش دهی از ضعف های زیادی رنج می برد و نمی تواند به خوبی از منافع محل خود دفاع کند.

چهارمین صفت، وقت گذاری است، شورایاری که وقت ندارد چطور می تواند به امور محله بپردازد.

پنجمین صفت این است که شورایار بایستی برای درک صحیح کلید واژه های اجتماعی تلاش گر باشد، شورایاری که نداند قانون اساسی چیست و با کلیت آن آشنا نباشد و از قوانین جاری و موضوعی و آئین نامه ها و دستورالعمل ها آگاه نباشد قطعا نمی تواند شورایار خوبی برای محله باشد.  چرا که در پیچیدگی های امور جاری و قانونی حتما سر او کلاه خواهند گذاشت و این مردم خواهند بود که ضرر می کنند.

لذا می توان گفت شورارانی که از این ویژگی ها برخوردار هستند، حتما در تثبیت و ارتقاء شورایاری مؤثر خواهند بود. این شورایاری ها، معامله گر نخواهند بود و همواره بخاطر دارند که نماینده مردم هستند و وظیفه دارند از منافع شهروندان و محله دفاع کنند.

اگر شورایاری اینگونه نباشد، و از طریق لابی گری وارد شورایاری شده و بدنبال کسب منافع شخصی یا تأمین اهداف گروه خاصی باشد، او هم حتما جایگاه شورایاری ها تضعیف خواهد کرد.  ملاک این دسته از شورایاری ها کسب رضایت مدیران است نه شهروندان و در طول مدت دوره فعالیت خیری از ایشان به مردم نخواهد رسید.

این امر را به خصوص در دبیران محله ها و مناطق باید سراغ گرفت، ایشان هستند که در موقعیت تصمیم گیری قرار دارند و موجب می شوند که برداشت مثبت یا منفی در مورد شورایاری ها شکل بگیرد.  دبیران مناطق باید بر مسائل کلان شهر هم توجه کنند و از مباحث کلی مدیریت شهری غافل نشوند.  اینقدر مسائل کلی در سطح شهر وجود دارد که مربوط به یک منطقه نیست بلکه مسائل یک شهر است، مثل از بین رفتن باغات و آلودگی های زیست محیطی، یک دبیر منطقه بایستی این اشراف به موضوع شهر را هم داشته باشد.

پرسش: اگر فرض نکنیم شرایط شورایاری ها از اینکه هست بدتر شود، آیا شما در انتخابات آینده باز هم برای عضویت در شورایاری محله خود شرکت خواهید کرد؟

پاسخ: دیگر نه، شرکت نخواهم کرد. من فکر می کنم تا آن زمان بایستی تلاش کنیم شورای محل تشکیل شود و محمل قانونی ما با استناد به اصل هفتم قانون اساسی شناخته شود.  اگر همین رویکرد به شورایاری ادامه داشته باشد، فقط شورایاری ابزاری محلی برای برخی منافع مدیریت شهری خواهد بود.  به نظر من نمایندگان مجلس وظیفه دارند زمینه تحقق کامل اصل هفتم قانون اساسی را فراهم کنند، از ۷ شورا در این اصل نام برده شده که ۶ شورا تشکیل و فقط شورای محل شکل نگرفته است، لذا لازم است شورای محل هم طبق قانون تشکیل شود.  دقت باید کرد که ۷۰ درصد مردم اکنون شهرنشین هستند و لذا شرایط اجتماعی بطور کلی تغییر اساسی کرده است و بایستی مطابق شرایط موجود تصمیم گرفت یعنی شورای محل امروزه امری ضروری است که بایستی محقق شود. فعلا محل مورد استفاده قانونی شورایاری ها بر اساس حدود اختیارات و وظایف شوراهای شهر که اشاره می دارد شوراهای شهر می تواند از ظرفیت معتمدین محلی برای انجام امور استفاده کنند است و برای همین است که سازمان های دولتی ما را جدی نمی گیرند و حوزه فعالیت ما را محدود به شهرداری می دانند.

البته شاید این حرف خوشایند شورای شهر نباشد، چرا که اگر شورای محل تشکیل شود، همین ظرفیت هم از دست شورا خارج خواهد شد.  اما کسانیکه جزیره، ایلی، گروهی فکر نمی کنند، می دانند که این تصمیم به صلاح شهر و شهروندان است.

 

 

پرسش: با شنیدن کلمه شورایاری چه صفاتی در ذهن شما نقش می بندد؟

پاسخ: خدمت کردن بی مزد و منت، کسی که شورایار محله می شود باید درک کند که کشیدن بار مردم کار بسیار سختی است.  البته بر عکس این را هم تصور می کنم، چون در تجربه به زیسته خود آن را مشاهده کرده ام، ولی من در کل واژه شورایاری را کلمه مقدسی می دانم، کسی که دیگران را برخود ترجیح می دهد و از آبرو، مال و وقت خود در جهت رفاه مردم می گذرد.

شورایار با ضعفا بیشتر ارتباط دارد تا ثروتمندان، شورایار کسی است که به مستمندان محله سر می زند، نیاز مادی و محبتی آنها را برطرف می کند.

پرسش: به نظر شما چرا هنوز شورایاری ها شناخته شده نیستند؟

پاسخ: شناساندن شورایاری مقدور نمی شود مگر اینکه از ظرفیت رسانه ها جمعی و خصوصا شبکه های مجازی برای معرفی آن استفاده شود.  من فکر می کنم تا ۳ سال آینده بسیاری از چیزهای در گذشته تا بو بود شکسته خواهند شد و تجربه جدیدی از زندگی شهری رقم خواهد خورد. اتفاق مهمی که در حال رخ دادن است، حرف من گفته نشود و از بیان آن ممانعت دیگر شدنی نسبت و فضای مجازی امکان گفتگو را به هم می دهد.

اما خواسته ما شورایاران این است که رسانه های جمعی ما را ببینید و دستاوردهای ما را معرفی نمایند. اینکه در سالروز تشکیل شورایاری ها فقط یکی از اعضای شورایاری شهر در رسانه به شورایاری اشاره می کند یک ضعف بزرگ برای متولیان شورایاری است.

صدا و سیما هیچگاه به موضوع شورایاری توجه نکرده است، صدا و سیما توجه ندارد که یک هشتم جمعیت کشور در تهران ساکن است. پیشنهاد می کنم تا مدتی در هر فرصت رسانه ای بعد از نام خدا این جمله کلیشه ای را بکار ببریم « ما را بشناسید » این تجربه در جهان مورد استفاده قرار گرفته، باید برند سازی کنیم تا شورایاری شناخته شوند.

البته به نظر می سد عصر رسانه های مکتوب رو به افول است و دیگر و دیگر اقبال عمومی به سمت رسانه های دیجیتال و آنلاین .ما به شدت از شهرداری و شورای شهر گلایه داریم که از ظرفیت تلویزیون های شهری برای معرفی شورایاری ها استفاده نمی کنند.

از این ظرفیت باید برای معرفی قابلیت های مختلف محلی استفاده شود باید از ظرفیت های فردی، محلی، منطقه ای، شهری، و نوین برای معرفی شورایاری ها استفاده کنیم، باید یک بند به هم بخشنامه ۱۳ ماده آقای دکتر شریفی اضافه شود آنهم تاکید بر تبلیغ شورایاری در سطح محله و منطقه و شهر است.

خیلی ممنون از عنایتی که به بنده و این تحقیق داشتید، اگر مطلب دیگری هست بفرمایید.

نخیر، مطلبی نیست و سؤالات شما جامع و کامل بود.  بنده هم به نمایندگی از شورایاران منطقه  یک از جناب عالی تشکر می کنم.

 

یادداشتی دیگر از شورایاری دات کام :

مصاحبه مرتضی طلایی نایب رئیس شورای اسلامی شهر تهران و ریاست ستاد شورایاری‌ها

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

نگاهی بر وظایف فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری

نگاهی بر وظایف فرهنگی و اجتماعی مدیریت شهری   شورای شهر و شهرداری دو رکن اصلی مدیریت …