خانه مقالات وضعیت غیر قابل قبول زیست شهری در ۵۴ محله محروم تهران

وضعیت غیر قابل قبول زیست شهری در ۵۴ محله محروم تهران

وضعیت غیر قابل قبول زیست شهری در 54 محله محروم تهران

وضعیت غیر قابل قبول زیست شهری در ۵۴ محله محروم تهران

عدالت؛ چالش اصلی شهر تهران

عابدین سالاری اسکر سردبیر هفته نامه پدیده شهر: ابر شهر ۷۵۰ کیلومتر مربعی تهران مسائل، مشکلات و چالش های متعدد و پیچیده ای در حوزه های مختلف دارد. تهران امروز با همه جوانب مثبت و منفی آن محصول توسعه نامتوازنی است که در دهه های اخیر رخ داده است. این رشد فزاینده، نتیجه ی مهاجرت گسترده ای است که به دلیل حاکم بودن مدل های خاص توسعه اقتصادی و اجتماعی در سطح ملی حادث شده است.

سرعت بالای رشد  به همراه عوامل دیگر سبب شده است که برنامه ریزان و سیاست گذاران از تحولات شهر تهران عقب بمانند. اگر قدری دقیق تر به این پدیده نگاه کنیم، متوجه می شویم که مدیران شهری در دو سه دهه اخیر با ذهنیت توسعه گرایانه آنهم از نوع سرمایه داری آن به دنبال حل مسائل تهران یا به عبارت دقیق تر پایتخت ایران بوده اند. از این رو، به دلیل خوداتکایی شهرداری از حیث منابع مالی، ناگزیر شده اند که زمین و آسمان را بفروشند تا بتوانند شهر را اداره کنند. همزمان با افزایش مهاجرت، کالبد و زیرساخت هایی مانند اتوبان ها و معابر بزرگ توسعه یافته است و شهر به صورت افقی و عمودی گسترده شده است.

اگربخواهیم  بیان دقیق تری داشته باشیم، باید بگوییم که مهاجرت در یک وجه علت توسعه ناموزون و از طرف دیگر گسترش زیرساخت ها و امکانات شهری باعث تشدید مهاجرت شده است و این رابطه همچنان دوسویه و به سرعت در حال عمل کردن می باشد. این مدل از توسعه امروزه برابر است با ایجاد شهری میلیونی با

۱_ چالش ترافیک غیر قابل تحمل

۲- آلودگی فزاینده هوا در بسیاری از ماه های سال

۳- انواع و اقسام آسیب های اجتماعی و فرهنگی

و … دست و پنجه نرم می کند . به عبارت ساده تر شهری که کیفیت زندگی در آن چندان وضعیت مناسبی ندارد.

به تعبیردیگر، محصول آن نوع نگاه و مدل توسعه این کالاها و خروجی ها بوده است.

اگر امروزه از نخبگان و مدیران شهری پرسیده شود که «مساله اصلی تهران چیست؟» بر اساس پارادایم حاکم بر ذهن اکثریت آنها، دوباره پاسخ هایی از جنس توسعه مبتنی بر سرمایه آنهم بر اساس مدل های نئوکلاسیکی  شنیده می شود.

نگارنده به عنوان دانش آموخته رشته اقتصاد وروزنامه نگاری مصمم در یکسال گذشته از ۵۴ محله محروم تهران بازدید میدانی از نوع کوچه به کوچه آن داشته است. این تجربه محله گردی سبب ایجاد فهم و نگاه متفاوت تری به اولویت و مساله اصلی شهر تهران شده است. این محلات بخش قابل توجهی از جمعیت شهر تهران را در دل خود جای داده اند. برای بسط دقیق تر موضوع،در ابتدا می کوشم مولفه های حاکم بر این محلات را بر شمارم.

۱ – مساله فقر و ناعدالتی در شهر تهران از حیث نحوه توزیع منابع، امکانات و خدمات با عنوان شمال و جنوب شهر تهران، دقیق و جامع نخواهد بود . به عبارت دیگر محرومیت صرفا به مناطق جنوبی تهران اختصاص ندارد . به عنوان مثال بخش جنوبی ده ونک در منطقه سه، یا بخشی از محله زرگنده یا بخش عمده ی محله کن در منطقه پنج  یا چندین محله در مناطق یک ، دو ، چهارو هشت  یا چندین محله در منطقه ۱۲ و … از حیث مولفه های فقرو محرومیت چندان متفاوت با مناطق جنوبی شهر تهران نیستند. از این رو برای فهم دقیق مساله محرومیت و فقر باید فراتر ازچاچوب شمال – جنوب شهر تهران به آن نگاه کرد.

 

۲ – بین ۳۰ تا ۸۰ درصد( بسته به محله های مختلف)  کالبد این محلات را بافت فرسوده و قدیمی تشکیل می دهد.

۳- در تمامی این محله ها بین یک تا پنج سرانه خدماتی ( بسته به محله های مختلف) در وضعیت حداقلی قرار دارد.

۴ – در تعداد زیادی از این  محلات، بخش قابل توجهی از لایه های اجتماعی درگیر آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و … هستند.

۵ – در تعداد زیادی از این محلات، مساله امنیت و احساس نا امنی جز چالش های جدی آنهاست.

۶ _  تعدادی از این محلات در اثر توسعه شریان های اصلی شهر در بن بست کامل قرار گرفته اند.

۷ –بسیاری از این محله ها به دلیل ناکارآمدی طرح تفصیلی برای مدت های طولانی فریز شده اند.

۸ – تعدادی از این محله ها به دلیل ناموزون بودن زیرساخت ها، درگیر سرریز چالش ها و مشکلات سایر محله های شهر تهران می باشند.

۹ – بخش عمده ی این محله ها درگیر انواع و اقسام فقر ( از فقر معیشتی تا سایر صور آن ) هستند.

 

برای تدقیق ابعاد مساله، ارائه توضیحی در خصوص مساله فقر در تهران ضروری است

الف- «فقر» و «نیازمندی» ابعاد مختلف و پیچیده ای دارد. در خصوص نحوه محاسبه کمی آن نیز کارهای تئوریک مفصلی توسط اقتصاد دانان صورت گرفته است. فهم نگارنده این است که بخشی از فقر موجود در محلات تهران محصول کارکرد متغیرهای کلان اقتصادی – اجتماعی است که در سطح ملی و حتی فرا ملی رخ داده است. به عبارت دیگر مدل های خاص توسعه ملی و در نتیجه آن، توسعه خاص شهر تهران به عنوان یک عامل موثر در ایجاد و شکل گیری فقر ایفای نقش کرده است. اما در عین حال باید پذیرفت بخشی از این فقر محصول کارکرد متغیرهای محلی و خرد در سطح شهر تهران بوده است. در این بخش قطعا نقش مدیریت شهری و شهرداری تهران در شکل گیری این وضعیت بسیار موثر بوده است. مراد من از طرح این بحث این است که در قدم اول باید سهم متغیرهای ملی و محلی تفکیک و مشخص شود.

ب- در ساختار اقتصادی ایران، این دولت مرکزی است که قدرت و امکان برنامه ریزی یرای حل مساله فقرمعیشتی را دارد . این در حالی است که شهرداری با توجه به ساختار درآمد- هزینه خود، نه توان حل این مساله را دارد و نه در حوزه ماموریت های آن تعریف شده است.

ج- بخشی از فقر ساختاری موجود، محصول مدل های نامتقارن توزیع منابع و مختصات کالبدی پیگیری شده، توسط مدیریت شهری با محوریت شهرداری تهران در دو دهه اخیر بوده است. پذیرش این مهم، نشانه این است که برای حل مساله فقر و ایجاد عدالت باید به سمت بازشناسی متغیرهای این بخش از مدل رفت. برای روشن تر شدن این بحث ناگزیرم مثال های عینی و ملموس ارائه کنم. محله «کن» و محله « ده ونک» دو نمونه عینی از این مساله هستند که محدودیت های کالبدی و بلاتکلیف بودن مردم در آنها در طول بیش از دو دهه فراموشی و بی توجهی باعث ریشه دار شدن فقر در آنها شده است. محلات بسیاری در تهران هستند که در این محدودیت ها و بی توجهی های کالبدی و شهرسازی گرفتار هستند. بنابراین نسخه درمان درد این محلات، از قضا در حوزه اختیارات و کارکرد های شهرداری تهران می باشد. برخی دیگر از محلات تهران نیز فقر آنها محصول نوع دیگری از کارکردهای به دور از عدالت برنامه های مدیریت شهری شهر تهران می باشد.

بنابراین پیش نیاز اولیه و اصلی، تفکیک نوع فقر در این محلات و ریشه های آن می باشد. تجربه نگارنده از بازدیدهای میدانی نشان میدهد که جنس مسائل این محلات متفاوت است و حتی تا کنون نتوانسته ام معیارهای ثابتی برای انتخاب لیست محلات فقیر تهران، بر اساس انچه ملاک نظر شهرداری تهران است، بیابم. به عنوان مثال این چالش در بین بسیاری از شورایاران وجود دارد که چرا محله آنها در این لیست، وجود ندارد.

نتیجتا باید تکرار کنم که بخشی از مساله فقر نتیجه عملکرد مدیریت شهری در دو، سه دهه اخیر بوده است. طرح این مطلب از این نظر اهمیت دارد که راه حل این بخش از مساله نیز، در گرو تغییر و اصلاح نوع نگاه مدیریت شهری به مساله فقر و مدل توزیع منابع در شهر تهران می باشد.

 

بنابراین بر اساس استدلال های فوق باید پذیرفت که کسر قابل توجهی از محله های شهر تهران  ( حداقل ۵۴ محله از ۳۵۴ محله) از حیث کیفیت در وضعیتی نابرابر با سایر محله های شهر تهران زندگی می کنند.

همه این ها ، مبین و تصدیق کننده این نظریه می باشد که مساله اصلی امروز شهر تهران عدالت در توزیع منابع و امکانات و رساندن سطح زندگی این محلات به نقطه متوسط شهر تهران می باشد. به عبارت دیگر امروزه باید این گفتمان در میان نخبگان و مدیران و دست اندرکاران شهر تهران نهادینه شود که نوع نگاه خود به مساله تهران را بعد از سه دهه تغییر داده و با این زاویه نگاه به تهران بنگرند.

بدون شک بعد از فراگیر شدن این گفتمان در تهران باید لوازم آن را نیز در توزیع منابع و امکانات پذیرفت. اکنون که زمان انتخابات شورای شهر تهران است ، بهترین فرصت برای مبارزه برای تغییر نگاه به مساله اصلی شهر تهران فراهم شده است.

بر آوردهای نگارنده نشان می دهد که در صورت تخصیص منابع و امکانات شهری ( در بخش عمرانی و خدماتی) در یک فورجه زمانی مشخص می تواند مساله فقر و نابرابری در شهر تهران را به استاندارد های قابل پذیرش برساند.

عدالت؛ چالش اصلی شهر تهران

عابدین سالاری اسکر سردبیر هفته نامه پدیده شهر: ابر شهر ۷۵۰ کیلومتر مربعی تهران مسائل، مشکلات و چالش های متعدد و پیچیده ای در حوزه های مختلف دارد. تهران امروز با همه جوانب مثبت و منفی آن محصول توسعه نامتوازنی است که در دهه های اخیر رخ داده است. این رشد فزاینده، نتیجه ی مهاجرت گسترده ای است که به دلیل حاکم بودن مدل های خاص توسعه اقتصادی و اجتماعی در سطح ملی حادث شده است. سرعت بالای رشد  به همراه عوامل دیگر سبب شده است که برنامه ریزان و سیاست گذاران از تحولات شهر تهران عقب بمانند. اگر قدری دقیق تر به این پدیده نگاه کنیم، متوجه می شویم که مدیران شهری در دو سه دهه اخیر با ذهنیت توسعه گرایانه آنهم از نوع سرمایه داری آن به دنبال حل مسائل تهران یا به عبارت دقیق تر پایتخت ایران بوده اند. از این رو، به دلیل خوداتکایی شهرداری از حیث منابع مالی، ناگزیر شده اند که زمین و آسمان را بفروشند تا بتوانند شهر را اداره کنند. همزمان با افزایش مهاجرت، کالبد و زیرساخت هایی مانند اتوبان ها و معابر بزرگ توسعه یافته است و شهر به صورت افقی و عمودی گسترده شده است. اگربخواهیم  بیان دقیق تری داشته باشیم، باید بگوییم که مهاجرت در یک وجه علت توسعه ناموزون و از طرف دیگر گسترش زیرساخت ها و امکانات شهری باعث تشدید مهاجرت شده است و این رابطه همچنان دوسویه و به سرعت در حال عمل کردن می باشد. این مدل از توسعه امروزه برابر است با ایجاد شهری میلیونی با

۱_ چالش ترافیک غیر قابل تحمل

۲- آلودگی فزاینده هوا در بسیاری از ماه های سال

۳- انواع و اقسام آسیب های اجتماعی و فرهنگی

و … دست و پنجه نرم می کند . به عبارت ساده تر شهری که کیفیت زندگی در آن چندان وضعیت مناسبی ندارد.

به تعبیردیگر، محصول آن نوع نگاه و مدل توسعه این کالاها و خروجی ها بوده است.

اگر امروزه از نخبگان و مدیران شهری پرسیده شود که «مساله اصلی تهران چیست؟» بر اساس پارادایم حاکم بر ذهن اکثریت آنها، دوباره پاسخ هایی از جنس توسعه مبتنی بر سرمایه آنهم بر اساس مدل های نئوکلاسیکی  شنیده می شود.

نگارنده به عنوان دانش آموخته رشته اقتصاد وروزنامه نگاری مصمم در یکسال گذشته از ۵۴ محله محروم تهران بازدید میدانی از نوع کوچه به کوچه آن داشته است. این تجربه محله گردی سبب ایجاد فهم و نگاه متفاوت تری به اولویت و مساله اصلی شهر تهران شده است. این محلات بخش قابل توجهی از جمعیت شهر تهران را در دل خود جای داده اند. برای بسط دقیق تر موضوع،در ابتدا می کوشم مولفه های حاکم بر این محلات را بر شمارم.

۱ – مساله فقر و ناعدالتی در شهر تهران از حیث نحوه توزیع منابع، امکانات و خدمات با عنوان شمال و جنوب شهر تهران، دقیق و جامع نخواهد بود . به عبارت دیگر محرومیت صرفا به مناطق جنوبی تهران اختصاص ندارد . به عنوان مثال بخش جنوبی ده ونک در منطقه سه، یا بخشی از محله زرگنده یا بخش عمده ی محله کن در منطقه پنج  یا چندین محله در مناطق یک ، دو ، چهارو هشت  یا چندین محله در منطقه ۱۲ و … از حیث مولفه های فقرو محرومیت چندان متفاوت با مناطق جنوبی شهر تهران نیستند. از این رو برای فهم دقیق مساله محرومیت و فقر باید فراتر ازچاچوب شمال – جنوب شهر تهران به آن نگاه کرد.

 

۲ – بین ۳۰ تا ۸۰ درصد( بسته به محله های مختلف)  کالبد این محلات را بافت فرسوده و قدیمی تشکیل می دهد.

۳- در تمامی این محله ها بین یک تا پنج سرانه خدماتی ( بسته به محله های مختلف) در وضعیت حداقلی قرار دارد.

۴ – در تعداد زیادی از این  محلات، بخش قابل توجهی از لایه های اجتماعی درگیر آسیب های اجتماعی مانند اعتیاد و … هستند.

۵ – در تعداد زیادی از این محلات، مساله امنیت و احساس نا امنی جز چالش های جدی آنهاست.

۶ _  تعدادی از این محلات در اثر توسعه شریان های اصلی شهر در بن بست کامل قرار گرفته اند.

۷ –بسیاری از این محله ها به دلیل ناکارآمدی طرح تفصیلی برای مدت های طولانی فریز شده اند.

۸ – تعدادی از این محله ها به دلیل ناموزون بودن زیرساخت ها، درگیر سرریز چالش ها و مشکلات سایر محله های شهر تهران می باشند.

۹ – بخش عمده ی این محله ها درگیر انواع و اقسام فقر ( از فقر معیشتی تا سایر صور آن ) هستند.

برای تدقیق ابعاد مساله، ارائه توضیحی در خصوص مساله فقر در تهران ضروری است

الف- «فقر» و «نیازمندی» ابعاد مختلف و پیچیده ای دارد. در خصوص نحوه محاسبه کمی آن نیز کارهای تئوریک مفصلی توسط اقتصاد دانان صورت گرفته است. فهم نگارنده این است که بخشی از فقر موجود در محلات تهران محصول کارکرد متغیرهای کلان اقتصادی – اجتماعی است که در سطح ملی و حتی فرا ملی رخ داده است. به عبارت دیگر مدل های خاص توسعه ملی و در نتیجه آن، توسعه خاص شهر تهران به عنوان یک عامل موثر در ایجاد و شکل گیری فقر ایفای نقش کرده است. اما در عین حال باید پذیرفت بخشی از این فقر محصول کارکرد متغیرهای محلی و خرد در سطح شهر تهران بوده است. در این بخش قطعا نقش مدیریت شهری و شهرداری تهران در شکل گیری این وضعیت بسیار موثر بوده است. مراد من از طرح این بحث این است که در قدم اول باید سهم متغیرهای ملی و محلی تفکیک و مشخص شود.

ب- در ساختار اقتصادی ایران، این دولت مرکزی است که قدرت و امکان برنامه ریزی یرای حل مساله فقرمعیشتی را دارد . این در حالی است که شهرداری با توجه به ساختار درآمد- هزینه خود، نه توان حل این مساله را دارد و نه در حوزه ماموریت های آن تعریف شده است.

ج- بخشی از فقر ساختاری موجود، محصول مدل های نامتقارن توزیع منابع و مختصات کالبدی پیگیری شده، توسط مدیریت شهری با محوریت شهرداری تهران در دو دهه اخیر بوده است. پذیرش این مهم، نشانه این است که برای حل مساله فقر و ایجاد عدالت باید به سمت بازشناسی متغیرهای این بخش از مدل رفت. برای روشن تر شدن این بحث ناگزیرم مثال های عینی و ملموس ارائه کنم. محله «کن» و محله « ده ونک» دو نمونه عینی از این مساله هستند که محدودیت های کالبدی و بلاتکلیف بودن مردم در آنها در طول بیش از دو دهه فراموشی و بی توجهی باعث ریشه دار شدن فقر در آنها شده است. محلات بسیاری در تهران هستند که در این محدودیت ها و بی توجهی های کالبدی و شهرسازی گرفتار هستند. بنابراین نسخه درمان درد این محلات، از قضا در حوزه اختیارات و کارکرد های شهرداری تهران می باشد. برخی دیگر از محلات تهران نیز فقر آنها محصول نوع دیگری از کارکردهای به دور از عدالت برنامه های مدیریت شهری شهر تهران می باشد.

بنابراین پیش نیاز اولیه و اصلی، تفکیک نوع فقر در این محلات و ریشه های آن می باشد. تجربه نگارنده از بازدیدهای میدانی نشان میدهد که جنس مسائل این محلات متفاوت است و حتی تا کنون نتوانسته ام معیارهای ثابتی برای انتخاب لیست محلات فقیر تهران، بر اساس انچه ملاک نظر شهرداری تهران است، بیابم. به عنوان مثال این چالش در بین بسیاری از شورایاران وجود دارد که چرا محله آنها در این لیست، وجود ندارد.

نتیجتا باید تکرار کنم که بخشی از مساله فقر نتیجه عملکرد مدیریت شهری در دو، سه دهه اخیر بوده است. طرح این مطلب از این نظر اهمیت دارد که راه حل این بخش از مساله نیز، در گرو تغییر و اصلاح نوع نگاه مدیریت شهری به مساله فقر و مدل توزیع منابع در شهر تهران می باشد.

 

بنابراین بر اساس استدلال های فوق باید پذیرفت که کسر قابل توجهی از محله های شهر تهران  ( حداقل ۵۴ محله از ۳۵۴ محله) از حیث کیفیت در وضعیتی نابرابر با سایر محله های شهر تهران زندگی می کنند.

همه این ها ، مبین و تصدیق کننده این نظریه می باشد که مساله اصلی امروز شهر تهران عدالت در توزیع منابع و امکانات و رساندن سطح زندگی این محلات به نقطه متوسط شهر تهران می باشد. به عبارت دیگر امروزه باید این گفتمان در میان نخبگان و مدیران و دست اندرکاران شهر تهران نهادینه شود که نوع نگاه خود به مساله تهران را بعد از سه دهه تغییر داده و با این زاویه نگاه به تهران بنگرند.

بدون شک بعد از فراگیر شدن این گفتمان در تهران باید لوازم آن را نیز در توزیع منابع و امکانات پذیرفت. اکنون که زمان انتخابات شورای شهر تهران است ، بهترین فرصت برای مبارزه برای تغییر نگاه به مساله اصلی شهر تهران فراهم شده است.

بر آوردهای نگارنده نشان می دهد که در صورت تخصیص منابع و امکانات شهری ( در بخش عمرانی و خدماتی) در یک فورجه زمانی مشخص می تواند مساله فقر و نابرابری در شهر تهران را به استاندارد های قابل پذیرش برساند.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مقالات

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

فلسفه وجودی شورای اسلامی شهر

روایت اول : فلسفه وجودی شورای اسلامی شهر   مدیریت شورایی و تاکید بر به کار گیری عقل ج…