خانه مصاحبه واگذاری قدرت به مردم یا استفاده کردن از قدرت مردم ؟

واگذاری قدرت به مردم یا استفاده کردن از قدرت مردم ؟

واگذاری قدرت به مردم یا استفاده کردن از قدرت مردم ؟

 

یکی از دلایل کندی پیشرفت شورایاری در ۱۷ سال گذشته در موضوعات مدیریت شهری همین منازعات قدرت است.  این امر موجب شده شورایاران نتوانند به جایگاه اصلی خود دست یابند و این روند هنوز هم ادامه دارد.  در کشور ما خیلی‌ها مشارکت را یک پروژه می‌بینند نه یک پروسه، مثلاً معنای مشارکت را به حضور مردم در انتخابات خلاصه می‌کنند و این می­شود یک پروژه بدون مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری و نظارت بر عملکرد مسئولان، اما  پروسه‌ای دیدن مشارکت مستلزم این است که بخشی از قدرت و توانایی به مردم واگذار شود.

گاهی اوقات بین واگذاری قدرت به مردم و استفاده نمودن از قدرت مردم یک فاصله ظریفی است که به آن دقت نمی‌شود.  در جامعه قدرتی وجود دارد که دولت‌ها نمی‌توانند بطور مستقیم از آن استفاده کنند و این گروه اجتماعی هستند که می‌تواند این قدرت را سازماندهی و کاربردی نمایند.  این قدرت با قدرت سختی که در اختیار دولت است و یا قدرت اقتصادی و نظامی متفاوت است.  بطور کلی تعریف قدرت به این معنی که ابزار اعمال تصمیم و اراده بر دیگران باشد، شامل قدرت مردم نمی‌شود و قدرت مردمی به غیر از آن است.  قدرت مردم ابزارهای سخت را به ابزارهای نرم تبدیل می‌کند. 

مصاحبه با علی اکبر عبدالحسینی دبیر اسبق ستاد شورایاری های شورای اسلامی شهر تهران

علی اکبر عبدالحسینی

به نام خدا؛ علی اکبر عبدالحسینی هستم، متولد ۱۳۴۳ کارشناس  ارشد علوم سیاسی – کارم را از دانشگاه امام صادق (ع) شروع کردم.  در وزارت ارشاد، شورای شهر و  استانداری البرز خدمت کردم و مدتی هم مسئولیت دبیری ستاد شورایاری شورای اسلامی شهر تهران را در دوره سوم شورا و شورایاری ها را داشتم.

پرسش: آیا با تحقیق در مورد شورایاری با موضوع مطالعه منازعات قدرت میان مدیریت شهری و شورایاران موافق هستید و آن را مفید می‌دانید؟

پاسخ : بله ؛ یکی از دلایل کندی پیشرفت شورایاری در ۱۷ سال گذشته در موضوعات مدیریت شهری همین منازعات قدرت است.  این امر موجب شده شورایاران نتوانند به جایگاه اصلی خود دست یابند و این روند هنوز هم ادامه دارد.  در کشور ما خیلی‌ها مشارکت را یک پروژه می‌بینند نه یک پروسه، مثلاً معنای مشارکت را به حضور مردم در انتخابات خلاصه می‌کنند و این می­شود یک پروژه بدون مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری و نظارت بر عملکرد مسئولان، اما  پروسه‌ای دیدن مشارکت مستلزم این است که بخشی از قدرت و توانایی به مردم واگذار شود.

گاهی اوقات بین واگذاری قدرت به مردم و استفاده نمودن از قدرت مردم یک فاصله ظریفی است که به آن دقت نمی‌شود.  در جامعه قدرتی وجود دارد که دولت‌ها نمی‌توانند بطور مستقیم از آن استفاده کنند و این گروه اجتماعی هستند که می‌تواند این قدرت را سازماندهی و کاربردی نمایند.  این قدرت با قدرت سختی که در اختیار دولت است و یا قدرت اقتصادی و نظامی متفاوت است.  بطور کلی تعریف قدرت به این معنی که ابزار اعمال تصمیم و اراده بر دیگران باشد، شامل قدرت مردم نمی‌شود و قدرت مردمی به غیر از آن است.  قدرت مردم ابزارهای سخت را به ابزارهای نرم تبدیل می‌کند.

به نظر من  تنها موردی که مشارکت به صورت پروژه دیده نشده، بلکه روند آن پروسه‌ای طی شده همین تشکیل شورایاری‌ها است، اما اینکه شتاب آن خیلی کند است بر می‌گردد به همان منازعات قدرت که شما به آن پرداختید.  یعنی تلاش عده‌ای برای استفاده ابزاری از قدرت شورایاران که به شکل مقاومت در قبال آن صورت می‌گیرد و فقط قصد استفاده از سرمایه اجتماعی شورایاران را به نفع خود را دارد ولی حاضر نیست بخشی از قدرت ناشی از مسئولیت خود را به شورایاری‌ها تنفیذ کند.

پرسش : به نظر شما مشارکت واقعی و صوری چه تفاوتی باهم دارند که اینقدر به مشارکت واقعی تأکید می‌شود ؟

گزارشی در دیماه سال ۱۳۹۴ توسط وزارت کشور منتشر شده که به مطالعه سرمایه اجتماعی در ایران اشاره دارد.  طبق یافته‌های این تحقیق،  یک رابطه عمیق میان مشارکت و سرمایه اجتماعی وجود دارد.  ممکن است ما به یک پدیده بگوئیم مشارکت ولی اگر این پدیده رشد کند ولی پیشرفت نکند، و نتواند اقشار گسترده مردم را در بگیرید نشان از آن دارد که منازعات قدرتی وجود و اعتماد لازم میان مردم و مدیریت شهری  به وجود  نیامده است.  میان اعتماد اجتماعی و سرمایه اجتماعی و به تعبیری مشارکت اجتماعی رابطه دو سویه وجود دارد، مشارکت اگر در پروسه زمانی نتواند گسترش یابد و اعتماد اجتماعی بیشتری جلب کند، در واقع دیگر مشارکت واقعی نیست بلکه یک مشارکت صوری و نمایشی است.

پرسش :  با این تعریف مشارکت دهی شورایاران در حوزه مدیریت شهری را چقدر واقعی می‌دانید یا احتمالا صوری؟

شما می‌دانید در سال ۱۳۸۷ تعداد رأی دهندگان در سومین دوره انتخابات شورایاری به بیش از ۵۲۰  هزار نفر رسید و این در حالی است که این میزان در سال ۱۳۹۲ و در چهارمین انتخابات شورایاری فقط ۴۰ هزار نفر افزایش یافت، و در واقع رشد چشمگیری نداشت.  همچنین در انتخابات ۸۷ تعداد ۱۲۵۰۰ داوطلب داشتیم و در سال ۹۲ حدود ۱۴ هزار داوطلب که در خصوص مشارکت داوطلبین هم خیلی رشد رخ نداده است.

در واقع یک نسبت و رابطه معنا داری میان این دو رقم وجود دارد، با این توضیح که از انتخابات اول شورایاری‌ها در سال ۸۰ تا سال ۸۷ یک روند رشد صعودی وجود دارد ولی از سال ۸۷  به این روند کند شده است با آنکه شورایاری‌ها بیشتر معرفی شدند و حتی جمعیت تهران طی این سالهای افزایش هم پیدا کرده است.  یکی از علت‌های این اتفاق همان به حاشیه راندن شورایاری و مشارکت ندادن مردم در تصمیم گیری‌ها می‌باشد.

از ۳۵۴۰ نفر شورایار در دروه چهارم ۱۵۰۰ نفر از شورایاران قدیم هستند با این ترتیب می­توان فهمید که انتظارات شورایاران قدیم تا حد زیادی برآورده نشده و لذا حدود ۳۰۰۰ نفر از ایشان در دوره جدید تمایل به شرکت در انتخاب نداشتند و بخش کمی هم موفق به کسب رأی لازم نشدند.

اما اگر بخواهیم بدانیم چه موانعی وجود داشته می‌بینیم که توسعه و مشارکت واقعی رخ نداده و بخشی از آن مربوط به نگرانی سازمان­ها در تنفیذ قدرت و اختیارات به مردم است.  در مسیر رشد شورایاری‌ها هم موانع اداری داریم و هم موانع سازمانی و هم قانونی مثل مقاومت وزارت کشور در برگزاری انتخابات شورایاری‌ها با استدلال قانونی نبودن، البته طرحی هم در مجلس در خصوص رفع موانع قانونی شورایاری‌ها تنظیم شد ولی هیچ وقت در صحن مجلس طرح نشد.

پرسش: آیا نمونه‌های سراغ دارید که موجب اعمال قدرت بر شورایاری‌ها از سوی شهرداری یا شورای شهر شده باشد اعم از اینکه یک کار را انجام دهند و یا از انجام کاری منع شده باشند؟

پاسخ : بهترین مثال که می­توانم بکار ببرم با این فرض که مدیریت شهری را شامل شورا و شهرداری بدانیم، بحث طرح مدیریت محله خواهد بود.  با آنکه شورایاری‌ها سهم اصلی نمایندگی مردم محله را داشتند و در این طرح  بایستی محور قرار می­گرفتند اما در عمل تدوین آئین نامه‌ها مدیریت محله طوری نبود که این مهم را محقق کند و در نتیجه شورایاری کاملا در مقابل یک عمل انجام شده قرار گرفت که سرنوشت شورایاری را دچار تغییر اساسی نمود.  در واقع شورایاران در قبال اعمال قدرت شهرداری و شورا چاره‌ای جز تسلیم شدن نداشتند.

این در واقع کاملاً غیرمنطقی و غیرمنصفانه بود و به نحوه که شورایاری‌ها مجبور بودند به آن تن بدهند.  البته بعدها در اثر مقاومت شورایاری­ها، مدیریت شهری مجبور شد به نظرات ایشان هم تا حدودی توجه نماید.  اما هنوز مقاومت شورایاری‌ها در مقابل طرح مدیریت محله وجود دارد و این استنباط هست که طرح مدیریت محله قدرت شورایاری‌ها در اداره امور محله تضعیف می­کند.  چرا که اختیارات امور محله تنها به شورایاری­ها واگذار نشد بلکه دوگانگی و ابهامی هم در انجام وظایف پیش آمد.

علی اکبر عبدالحسینی

پرسش : طرح مدیریت محله را در تقویت شورایاری ارزیابی می‌کنید  یا تضعیف آن ؟

سرعت رشد کلانشهرها همواره بیشتر از دانشی است که برای اداره آن وجود دارد و یا تولید می­شود خصوصاً اینکه ما در ایران دانش اداره کلانشهرها را نداریم و به همین خاطر مشکلات کلانشهرها بسیار زیاد در حال پیچیده تر شدن هم است.  یکی از تجربیات موفق جهانی در اداره کلانشهرها، تقسیم کردن آنها به واحدهای کوچک تر به اسم محله است، در این حالت می‌تواند از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های هر محله استفاده کرد.

در همین راستا شاهد بودیم که شورایاری‌های دوره اول و دوم خیلی فعال بودند که مشکلات عمرانی محله‌ها را حل کنند.  اما با حل شدن مشکلات عمرانی تا حدی زیادی توجه شورایاری­ها از دوره سوم به بعد به بحث­های جدی اجتماعی و فرهنگی جلب شد و سطح مطالبات رو به افزایش گذاشت.  شما می­دانید شوراهای محلی در کشورهای پیشرفته در امورات جدی اداره شهرها دخالت دارند و حتی در خصوص تراکم ساختمانی، جمعیتی، امکانات شهری و…  نظراتی دارند که مدیریت شهری ملزم به انجام آنها است.  این خرد و درایت در آنجا وجود دارد که مردم بهتر می‌توانند مسائل و مشکلات خود را حل کنند تا یک دیوان سالاری عظیم و پرخرج، طرح مدیریت محله هم در واقع دنبال این بود که چنین تجربه‌ای داشته باشد.  اما چیزی که مانع تحقیق سیاست  محله محوری و واگذاری اختیارات به شورایاران به عنوان نمایندگان مستقیم مردم شد، استنباط خاص شهرداری از این طرح بود که تصور می­شد که این طرح اختصاص به شهرداری دارد و شورایاری به شورای شهر، این دوگانگی برداشت طرح را از مسیر صحیح خود منحرف کرد و با این ترتیب توجه شهرداری از شورایاری تا حد زیادی برداشته شد و به مدیریت محله معطوف گردید.  شاید انتخاب نام مدیریت محله یک عامل مهم در این خصوص بود، برای مثال  اگر نام مدیر سرای محله انتخاب می‌شد بخش زیادی از مشکل حل می‌شد.  یعنی سرای محله می‌شد محلی برای حضور شهروندان و هم اندیشی در خصوص مسائل محله، اما تصمیم خام مدیران اجرایی به خاطر عدم اشراف به فلسفه اینکار، پتانسیل طرح را به هدر داد، و بجای اعتماد به مردم تلاش شد که مشارکت شهروندان مهار شود و به صورت سازمان یافته در اختیارات شهرداری قرار گیرد تا بتواند در مواقع خاص از آن به نفع اهداف خود استفاده کند.

مشارکت شهروندان مهار و مهندسی شده به این معنا بود که شهرداری تا آنجا که فکری می‌کرد مشکلی با قدرت ایشان در محلات وجود نداد مانعی نیست که تا حدی آزادی عمل داده شود ولی بیشتر از آن حتماً کنترل شود.

از جمله اقدامات تضعیف کننده و مقاومت در مقابل شورایاری، دخالت گسترده در عزل و نصب مدیران محله‌ها و پرسنل سراها بود  و حتی در چگونگی استفاده از امکانات سرای محله‌ها نیز دخالت کردند و این ادامه همان سیستم فاسد اداری در ایران است که در مقابل واگذاری اختیارات به مردم مقاومت می­کند.

پرسش : به نظر شما در مورد شورایاری در میان شورای شهر و شهرداری یک تعریف واحد وجود دارد ؟

پاسخ : کاملاً با این نظر موافق هستم که بین تعریف شورایاری، اهداف و شیوه عمل آن میان شورای شهر و شهرداری اتفاق نظر وجود ندارد و از آن جالب تر اینکه بین خود اعضای شورای شهر هم این حالت هست و شناخت و تعریف ایشان از شورایاری یک دست نیست و برداشت  بسیار پراکنده است.

من بارها در جلسات شورا شاهد بودم، وقتی که شورایاران گزارش می‌دادند، خیلی از اعضای شورا به این گزارشات توجه نمی­کردند، یا مشغول صحبت با یکدیگر بودند، با موبایل در حال مکالمه بودند و برخی هم بدون توجه به گزارشی در حال قرائت شورایاری‌ها جلسه را ترک می­کردند، در صورتیکه در همین شورای شهر برای انتخاب یک مدیر برای یک شرکت تحت پوشش شهرداری بحث­های جدی در می­گرفت.  ظاهرا خود اعضای شورا از پروسه شورایاری درک درستی ندارند و باور نمی‌کنند که این شورایاران هستند که می‌توانند بر معنای واقعی یار شورا در اداره امور شهر باشند و هزینه‌ها را کاهش و رضایتمندی مردم را افزایش دهند.

پرسش : آیا می‌توانیم در یک جمع‌بندی بگوییم بیشترین مقاومت در مقابل شورایاری‌ها از طرف شورا صورت می‌گیرد یا شهرداری ؟

پاسخ : بطور کلی مقاومت شهرداری در حال حاضر بیشتر است.  عامل اصلی هم همان بحث مدیریت محله است.  شهرداری تلاش دارد از طریق آئین‌نامه اجرای اختیارات امنای محلی که شامل شورایاری‌ها نیز می­شود را در دست خود داشته باشد و با عنایت به اینکه شیوه‌نامه جدیدی در مورد مدیریت محله هنوز در شورا مطرح و به تصویب نرسیده است عملاً شهرداری توانسته اعمال قدرت در این خصوص نماید.  به نظرمی رسد اگر روزی طرح یا لایحه در ارتباط با رابطه شورایاری و مدیریت محله در صحن شورا مطرح شود و در آن شیوه مداخل شورای شهر در شورایاری و مدیریت محلی مشخص شود، از آن پس می‌توان به تنفیذ قدرت به شورایاری‌ها امیدوار بود.

اما در حال حاضر مدیریت محله زیر نظر شهرداری است و شورایاری با واسطه زیر نظر شورای شهر و لذا با توجه به امکانات شهرداری، توجه بیشتر به سمت مدیریت محله است نه شورایاری ولی متأسفانه شورا اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کند و بعید هم می‌دانم که در مدت باقیمانده از عمر این دوره، شورا توجهی به این موارد نشان دهد.

پرسش : از نظر شما نقش خود شورایاری‌ها در پروسه تثبیت و ارتقاء جایگاه شورایاری چقدر مؤثر و به چه ترتیبی است؟

پاسخ : ما یک حلقه مفقود بین شورایاری و شورای شهر داریم، به لحاظ اینکه این نوع مشارکت در ایران کار خیلی جدیدی است، تکمیل این حلقه مستلزم آن است شورایاری‌ها توانایی‌های لازم را برای شناخت و اولویت‌بندی آنها را کسب کنند.

این قابلیت‌ها هم چیزی نیست که بتوان آنها در دانشگاه‌ها پیدا کرد، بلکه یک نوع نگرش است که باید فهمیده شود.  در واقع شورایاری‌ها نیز در شکل دیگر مدل‌های نمایندگی از این آسیب برخوردارند که بعد از کسب آراء مردم، از مردم فاصله می­گیرند و ویژگی نمایندگی مردم بودن را به مرور از دست می‌دهند.

این در حالی است که سازمان‌ها و نهادها شورایاری را کانال ارتباطی با مردم می­دانند و اصلاً فلسفه انعقاد تفاهم‌نامه همکاری فی ما بین همین است، سازمان‌های خدمات شهری در پی این هستند که از طریق شورایاری‌ها با مردم ارتباط برقرار کنند اگر ارتباط شورایاری‌ها با مردم قطع و یا کم باشد این کانال در واقع یک کانال ناقص است.

نکته دیگر این است که شورایاری‌ها قبل از آنکه بدنبال دیده شدن از طرف مدیریت شهری و تنفیذ اختیارات بیشتر از سوی ایشان به شورایاری‌ها باشند.  لازم است به خواستگاه اصلی خود یعنی همان مردم محله بازگردند، همانجا که از آن برخواسته و وظیفه دارند آن را نمایندگی کنند.  در بین مردم قدرتی نهفته است که دولت نمی‌تواند از آن استفاده کند بلکه این خود مردم هستند که قادرند از آن بهره­مند شوند.  شورایاران باید به این قدرت اتکا کنند، شورای شهر و شهرداری اگر بدانند که یک شورایار در نزد مردم جایگاه اجتماعی دارد و می‌تواند ساکنین محله را برای پیگیری امور محله در یک جا جمع کند، شک نکنید که تسلیم شورایاری خواهند شد و خواسته‌های آنها را با جدیت انجام خواهند داد و این یعنی قدرت مردمی و معادل به صورت دیگر ی رقم خواهد خورد و آن شکستن مقاومت مدیریت شهری در مقابل شورایاری‌ها خواهد بود.

پرسش: آیا شما تمایل دارید خودتان شورایار یک محله باشید؟

پاسخ : بله، چون اعتقاد دارم شورایاری می­تواند منشأ تحولات اجتماعی واقع شود و من اگر منزلم در تهران باشد حتماً در انتخابات شورایاری شرکت می‌کنم.

شما شاهد هستید،  بنده چه زمانیکه دبیر ستاد شورایاری‌ها بودم و چه بعد از آن با علاقه تمام با شورایاری‌ها همکاری نموده ام.  من اعتقاد دارم اگر شورایاری‌ها در تهران تعطیل شوند، دیگر بعید به نظر می­رسد به این سادگی‌ها بتوان تشکیلات مشابه آن را در کشور  دایر کرد.

پرسش :  با شنیدن کلمه شورایاری چه معنایی در ذهن شما نقش می‌بندد؟

پاسخ : من این پاسخ را به چند  بخش تقسیم می‌کنم :

۱ـ نمایندگی مردم به معنای واقعی کلمه، یعنی شورایار باید به دقت و بطور کامل  محله خود را بشناسد و درکنار آن از نیازها و مشکلات محله هم کاملاً آگاه باشد.  اگر فرض کنیم شورایاری  فقط مشکلات و نیازهای خود را بشناسد و از توانمندی و ظرفیت‌های محله خود آگاه نباشد، در واقع نمی­تواند مسائل محله را اولویت­بندی و آنها پیگیری نماید.

۲ـ دومین ویژگی که به ذهن می‌رسد این است که شورایاری­ها بایستی منافع عمومی را به مسائل و منافع شخصی خود ترجیح دهند.

۳ـ هر گروهی یک کار ویژه سازمانی دارد و در کنار آن یک کارکرد اخلاقی هم دارد، به نظرم اگر کارکردهای اخلاقی به فراموشی سپرده شود، کار ویژه‌ها نیز به مشکلات اخلاقی بدل خواهد شد.  مثلاً شورای شهر، کار ویژه تصمیم­گیری در مورد مسائل شورا را دارد اما اگر بخش اخلاقی شورا مثل، ارتباط داشتن با مردم، تطبیق نظرات خود با خواسته‌های مردم مورد غفلت واقع شود، دیگر حتی کار ویژه شورا مطلوب مردم نخواهد بود چون شورا دیگر بر خواسته از متن مردم و نماینده عموم مردم شناخته نمی‌شود و فاصله میان مردم و شورا روز به روز زیادتر خواهد شد.  شورایاری هم از این قاعده مستثنی نیست، یعنی هم کارکردهای وظیفه دارد و هم کارکرد اخلاقی، کارکرد اخلاقی شورایاران به صبر، حوصله، خوشرویی، وقت گذاری و دلسوزی به امورات مردم محله است، این نگاه شورایاران باید متفاوت از شرایط عادی باشد و بایستی مردم آن را حس کنند که شورایاری‌ها نمایندگی واقعی آنها را دارند.

پرسش : آیا مطلب دیگری هم هست که بخواهید بیان بکنید؟

پاسخ : بله، یک بحث جدی خود موضوع مشارکت مردم است، همیشه این مردم بوده­اند که خواستار مشارکت هستند و مسئولین تمایل به مشارکت دادن مردم را ندارند.  مشارکت دادن مردم از سوی سازمان‌ها یا بواسطه اجباری بود که قانون ایجاد کرده و یا در مواردی هم اطلاع سازمان‌ها در فواید مشارکت مثل کاهش هزینه و بالا رفتن راند مان کاری است.به نظر من شورایاری‌ها باید در اثبات خود و اینکه مشارکت دهی مردم در اداره امور چقدر مؤثر  بیشتر تلاش کنند و این وظیفه­ای سنگین بردوش شورایاران است.  این بهترین راه برای گرفتن اختیارات از مدیریت شهری است، تغییر و اصلاح در آئین نامه­ها بدون اثبات کارآمدی شورایاری راه به جای نمی‌برد.  در این رابطه نقش ستاد شورایاری خیلی مهم است، ستاد می­تواند در ارتقاء جایگاه شورایاری‌ها برنامه­ریزی کند و یکی از بهتر اقدامات توانمند سازی شورایاران است.  در واقع ستاد شورایاری تنها مرجع قانونی پیگیری امورات شورایاری‌ها است و نکته آخر اینکه، بایستی موانع قانونی فعالیت شورایاری­ها از سوی مجلس شورای اسلامی برطرف شود تا شاهد شکستن مقاومت مدیران شهری در مقابل فعالیت شورایاری‌ها باشم.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما   مسعود مسلمی   انسان‌ها از دیرباز با پیاده ر…