خانه مصاحبه مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند

مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند

مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند

مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند

 

مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند
مسئولین توقع دارند که مردم فقط حامی تصمیمات آنها باشند

 

بسم الرحمن الرحیم؛ محسن آقاجانی، کارشناس برنامه ریزی، بازنشسته شرکت مخابرات، ۵۴ سال سن دارم، متولد تهران و از سال ۱۳۴۶ ساکن منطقه ۱۷ می‌باشم.  در سپاه پاسداران و دیگر نهادهای انقلابی خدمت کردم و همواره در فعالیت‌های اجتماعی و محلی فعال بودم.  از سال ۱۳۸۱ به عضویت شورایاری در آمدم و طی ۴ دوره متوالی شورایار هستم و در طول این مدت در مسئولیت دبیر محله ابوذر غربی و دبیر منطقه خدمتگزار شهروندان و شورایاران بودم.

پرسش : با توجه به تجربه زیسته شما و اینکه جزومعدود شورایارانی می‌باشید که سابقه ۴ دوره عضویت در شورایاری را دارا هستید، بفرمائید با شنیدن کلمه شورایاری چه مفاهیمی در ذهن شما تداعی می‌شود؟

پاسخ: داوطلبانه و علاقمندانه بودن به مردم، شورایاری را یک تشکل غیر دولتی می‌دانم که می‌تواند در بهبود زندگی شهروندان در سطح محله و منطقه نقش مثبت داشته باشد.  پیگیری مطالبات مردم و تلاش کننده برای منافع عمومی.

پرسش: بنده در حال انجام مطالعه‌ای در مورد شورایاری‌ها با موضوع منازعه قدرت میان شورایاری و مدیریت شهری هستم، به نظر شما لزومی دارد شورایاری را از این منظر مورد مطالعه قرار دهیم، آیا انتخاب این عنوان را مناسب

می دانید؟

پاسخ: واقعیت این است که اگر ما در خانواده ی زندگی کنیم که در آن فقط یکنفر تمام مسئولیت‌ها را بر عهده داشته باشد و خودش هم تصمیم سازی کند، هم تصمیم‌گیری و اجرا، در نهایت آن خانواده دچار بیماری و ضعف مفرط روحی خواهد شد.  اما اگر در خانواده همه اعضا، دارای نقش و مسئولیت باشند، این امر موجب رشد و شادابی خواهد شد و ثمرات مفید زیادی در پی خواهد داشت.در این حالت حتی اگر پدر خانواده بیمار یا فوت شود، آسیب جدی به خانواده وارد نمی‌شود.  ولی در حالت اول کل شیرازه خانواده از هم پاشیده می‌شود.

نسبت جامعه شهری بطور دقیق به همین شکل است، اگر مردم در اداره امور مربوط به زندگی شهری نقش نداشته باشند، جامعه آسیب خواهد دید و راه حل مشکل هم توجه مدیریت شهری به گروه‌های اجتماعی محلی است، توجه به این معنا که بایستی بخشی از قدرت و اختیارات خود را به آنها تنفیذ کند. با این ترتیب توزیع قدرت یک سوپاپ اطمینان برای حفظ سلامت جامعه است و مطالعه منازعات قدرت در این رابطه می‌تواند به بهتر شدن این روند کمک کند.  نقطه کلیدی اینکار، پاسخگویی به نیاز شهروندان به دیده شدن و نقش آفرینی آنها در اداره امور محلی است. توزیع قدرت در قالب شورایاری به پویایی فعالان اجتماعی می‌انجامد و هر چقدر این کار دقیق تر صورت بگیرد ثمرات بهتری برای جامعه در پی خواهد داشت.

برای روشن شدن منظورم یک مثال می‌زنم؛ ما شاهد هستیم که در جوامع پیشرفته بانک‌ها مسئول سیستم مالی هستند و نیازهای همه اقشار از این طریق تامین می‌شود.  اما در کشور ما مردم علاقه دارند صندوق‌های خانگی، فامیلی، صنفی و امثال آن دایر کنند و حوائج مالی خود را بدون مراجعه به سیستم بانکی تامین کنند.

این همان میل به دیده شدن است، وقتی بانک در راه خدمت به مردم سنگ اندازی و کوتاهی  کند و مردم را تکریم نکند، طبیعی است که مردم خودشان دست بکار شوند و به سیستم مالی و بانکی کشور ثابت نمایند که خودشان می‌توانند مشکلات خود را حل کنند.مدیریت شهری هم اگر بخواهد مردم را نادیده بگیرد، مقهور مقاومت و اراده مردم که در واقع خودش یک قدرت کاملا تأثیر گذار است خواهد شد.  پس شناخت مکانیزم‌های قدرت امری لازم و ضروری است.

پرسش: اطلاع دارید در اساسنامه شورایاری‌ها مفاهیمی گنجانده شده که، به نوعی حکم ریل گذاری برای فعالیت شورایاری‌ها را دارد.  برای نمونه عنوان شده به منظور جلب مشارکت واقعی شهروندان در اداره امور شهر شورایاری‌ها تشکیل می‌شوند.  این بیان از این جهت اهمیت دارد که مفهوم مشارکت واقعی در دنیا یک مفهوم کلیدی است و نظریات فراوانی در مورد آن مطرح شده، خلاصه اینکه هر مشارکتی را مشارکت واقعی نمی‌توان قلمداد کرد، مشارکت می‌تواند سوری یا ظاهری باشد.

شما چه برداشتی از مفهوم مشارکت واقعی یا سوری در ارتباط با شورایاری‌ها دارید؟

پاسخ: من می‌خواهم جمله شما را کامل کنم، مشارکت واقعی یعنی معنادار و تاثیرگذار؛ به نظر می‌رسد یا تدوین کنندگان اساسنامه قصد داشتند با این مفاهیم به قول شما ریل گذاری کنند تا فعالیت شورایاری درست انجام گیرد و یا اینکه بدون توجه و قصدی فقط کپی برداری کرده باشند از قوانین مشابه ولی در کل بهتر است نظر اول را ملاک قرار دهیم.

با این ترتیب اگر مدیریت شهری همه چیز را در اختیار خود داشته باشد؛ یعنی زمین بازی، بازیکنان، امکانات و مقرارت را هم خودش تدوین کند و در نهایت داور هم خودش باشد، بی شک این مشارکت واقعی نخواهد بود.

در مقابل این حالت، مفهوم توانمند سازی قرار دارد، اگر مدیریت شهری گروه‌های اجتماعی مثل شورایاری‌ها را توانمند کند و مورد حمایت قرار دهد، مشارکت واقعی شکل خواهد گرفت.  در مثال زمین بازی می‌شود گفت ؛ زمین بازی را مدیریت شهری در اختیار قرار می‌دهد و بقیه امور را هم بخود شهروندان می‌سپارد و خودش کمترین دخالت را اعمال می‌کند، آنوقت می‌شود گفت مشارکت واقعی شکل گرفته است.

به تجربه ثابت شده که کلمات قوانین و مقررات در نزد صاحبان قدرت، نقش تعدیل کننده دارند و برای روز مبادا در نظر گرفته می‌شوند و اعتقادی به آنها وجود ندارد.  یعنی وقتی قرار باشد به نفع مردم، اختیارات و قدرتی تنفیذ شود، می‌بینیم به بهانه‌های مختلف از انجام آن طفره می‌روند و مشارکت دهی مردم در اداره امور یکی از این نمونه‌ها است.  یعنی مشارکت بجای معنادار بودن، جهت دار می‌شود.  مشارکت جهت دار، قصد کنترل کننده و تعدیل کننده دارد.  ولی مشارکت واقعی قصد توانمند سازی واگذاری قدرت و اختیارات به مردم را دارد.

اتفاقی که در اثر مشارکت دهی شهروندان رخ می‌دهد، این است که مدیریت می‌تواند خود را از امور روزمره و جزئی رها کند و در عوض بتواند به مسائل کلان و برنامه ریزی بلند مدت بپردازد.  ولی متأسفانه مدیران ما به این مفاهیم خیلی باور ندارند.

مسئولین بیشتر از مردم توقع دارند که حامی نظرات و تصمیمات آنها باشند و یا اینکه صف رأی دادن را طولانی تر کنند و به نام یا فهرست مورد نظر ایشان رای دهند.  خیلی از مسئولین مشارکت را در همین حد تفسیر می‌کنند.  شرکت در انتخابات و گرم کردن تنور رقابت ها!

مدیران شهری باید مردم را در تصمیم سازی‌ها دخالت دهند و به نظرات مردم توجه کنند، در مورد شورایاری هم شهرداری بیشتر علاقه دارد شورایاری‌ها را در اجرا درگیر کند تا اینکه در تصمیم سازی و نظارت.

مشارکت واقعی توسعه به همراه دارد و یک آرامش خاطر و رضایت خاطر به شورایاران می‌دهد.

پرسش: می‌شود از فرمایش شما استنباط کرد در مشارکت واقعی تنفیذ قدرت صورت می‌گیرد.  با این ترتیب و با توجه به عضویت شما طی چهار دوره شورایاری‌ها، مشارکت شورایاران را تا چه حد در مدیریت شهری واقعی قلمداد می‌کنید؟

پاسخ: کسانیکه شورایاری را تشکیل دادند، شاید نمی‌دانستند، این حرکت اجتماعی تا این حد دامنه گسترده ی پیدا کند.  در همان دوره اول شورایاری‌ها، هم مقاومت‌های شدیدی از سوی مسئولین مختلف در برابر شورایاری‌ها صورت می‌گرفت.  علت اصلی آن هم بیشتر به خاطر این بود که شورای شهر فرصت نیافته بود شورایاری‌ها را آموزش دهد و حدود اختیارات و وظایف ایشان را ترسیم نماید.  به همین دلیل شورایاری‌ها در آن حال و فضا، بیشتر در امورات جاری ادارات دخالت می‌کردند و در نتیجه با مقاومت سخت مدیران و کارکنان مواجه می‌شدند.

در این برهه گفتمان شورایاران کمتر کارشناسی شده،  تخصصی و منطقی بود.  ولی در مسیر تجربه شورایاری‌ها کارآمدتر شدند و جهت اصلی کارها شناخته شد.

در دوره دوم یک وقفه کوتاهی رخ داد، چون فضای شورای دوم، متفاوت بود و جمع منتخب از شورایاری هیچگونه آگاهی نداشت.  از طرفی هم در بحث تنفیذ قدرت و اختیارات به شوراها، وزارتخانه و سازمان‌های دولتی مقاومت می‌کردندو جایگاه شورا خیلی محکم نبود.  به همین علت، شورای شهر هم تمایل به دادن اختیارات بیشتر به شورایاران را نداشت.  تصوری که وجود داشت، توانمند شدن شورایاری را مساوی با تضعیف شورای شهر می‌دانست و به این جهت در برابر شورایاری مقاومت می‌شد.

اما در کل این عدم توجه به شورایاری‌ها در اوایل دوره دوم، موجب شد یک غفلت ناخواسته‌ای حاصل شود و در سایه این غفلت شورایاری‌ها توانستند همدیگررا بیابند و به توانایی‌های خود بیشتر باور پیدا کنند.

بخاطر دارید بعد از مدتی، برخی از اعضا تصمیم گرفتند به سراغ شورایاری بیایند و زمینه‌های از آن به بعد فراهم شد.  نکته جالب برای شورا، توانمندی شورایاران بود که تقریبا برای ایشان خیلی دور از انتظار بود.  این موضوع باعث شد، شورایاری جدی گرفته شود و ریاست آقای خادم بر ستاد شورایاری این جدیت را تقویت کرد.

می شود گفت، موفقیت‌های شهرداری در زدودن نگرش منفی شهروندان به شهرداری و افزایش رضایت مندی نسبت به عملکرد شهرداری حاصل فعالیت‌های شورایاران است.  شورایاران بودند که وجه شهرداری را مثبت کردند و نگرش مردم به شهرداری را از سازمان خدماتی به نهاد اجتماعی تغییر دادند، اما متأسفانه این امر از سوی مدیریت شهری مورد توجه و اذعان قرار نگرفت و همواره شهرداری خودش را قهرمان این میدان معرفی کرده است.

در گذشته اصطلاح شهرداری چی در کنار کمیته چی بین مردم رایج بود و نگاه مثبتی را در پی نداشت، کمیته‌ها با شهربانی ادغام شدند.  اما شهرداری در سایه حضور در محله‌ها و مناطق از طریق شورایاری‌ها وجاهت اجتماعی خوبی کسب کرد و بار منفی که در مورد شهرداری وجود داشت تا حد خیلی زیادی کاهش پیدا کرد.  شعار شهرداری برای تبدیل شدن از سازمان صرفا خدماتی به یک نهاد اجتماعی، توسط شورایاری‌ها محقق شد و ارتباط شهرداری با شهروندان به نحو چشمگیری افزایش یافت.

دوره سوم شورایاری با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ایجاد شده در دوره دوم، فعالیت مؤثرتر و مفیدتری داشت.  جلسات حل مشکلات محلات در حوزه‌های کامل شهری، یعنی علاوه بر شهرداری، تمام سازمان‌ها را شامل می‌شد، در این دوره اتفاق افتاد.

جلسات چندین ساعته و بسیار جدی، با حضور ریاست شورا و رئیس ستاد شورایاری و مدیران اجرایی و شورایاران، شهردار در مناطق چنان تأثیر گذار بود که موج فراگیری در سطح تهران به وجود آورد.  آقای چمران در این جلسات اعلام کرد، هیچگاه اینچنین در جلسات شاهد پیگیری جدی مطالبات شهروندان و تصمیم گیری‌های عملیاتی و اجرایی نبوده و رضایت خود از شورایاری‌ها را با صراحت ابراز نمود.  در این دوره بود که شورایاری‌ها فرصت یافتند در صحن علنی شورا گزارش ارائه کنند و کارهای آموزشی و پژوهشی در حوزه شورایاری مورد حمایت و توجه جدی قرار گرفت.

در مورد دوره چهارم فکر می‌کنم، جنبه‌های کنترلی بیشتر تقویت شده و مشارکت جهت دار جریان دارد.  البته این رویکرد‌ها به زمینه‌های فکری و سلایق مدیران باز می‌گردد.  چهار ساله بودن فعالیت شورا و شورایاری، این استنباط را پدید آورده که به شورایاران به چشم رقیب انتخاباتی نگاه شود.  حضور افراد توانمند در شورایاری باعث شد این تصور در میان اعضای شورا شکل بگیرد که بعید نیست درآینده این افراد جای ایشان را در شورا بگیرند و به دوره مسئولیت خیلی‌ها خاتمه دهند.  در نتیجه جنبه‌های کنترلی علیه شورایاران تقویت و کمتر به تنفیذ اختیارات و قدرت پرداخته شود.

در واقع بجای آنکه توانایی شورایاران در مدیریت، سخنوری، تحصیلات تخصصی و جایگاه مردمی و ارتباطات اجتماعی به عنوان یک فرصت تلقی شود، یک تهدید بالقوه شناخته شد و ترجیح داده می‌شود ترتیبی اتخاذ گردد که این افراد نتوانند به شورا یا ستاد شورایاری راه پیدا کنند.

پرسش: شما تجربه دبیری محله، منطقه و عضویت شورایاری را دارید، سؤال من این است که در طی این مدت مواردی پیش آمد که شما مقهور قدرت شهرداری یا شورای شهر شده باشید و از پیگیری مطالبات شهروندان یا شورایاران باز مانده باشید؟

پاسخ: خوشحالم که این سؤال را می‌پرسید.  واقعیت این است که اکثریت مدیران شهرداری که در مناطق مختلف مسئولیت دارند، در حوزه‌های کاری خود تخصص ندارند.  این وضعیت خوشایندی نیست و یک تهدید برای مدیریت شهری محسوب می‌شود.  اما باید پذیرفت که شورایاری برای تغییر این شرایط کاری نمی‌تواند کند.  ولی اگر شورایاری، در موضع قوی تر از لحاظ تخصصی وارد موضوعات شود، می‌تواند این جای خالی را به نفع مردم پر کند.

ما در منطقه ۱۷ سعی کردیم بدنبال طرح‌های کارشناسی و درست برویم و مسئولین را از این طریق مجاب کنیم که خواسته‌های ما را انجام دهند.  خوشبختانه این حرکت ما موفقیت آمیز بود و حتی مدیران شهرداری سعی می‌کردند، خواسته‌های خود را توسط ما بیان کنند تا به نتیجه برسد.  لذا در دوره مسئولیت بنده شرایطی پیش نیامد که از رسیدن به خواسته‌ها بازمانده باشیم.

اگر هم وقفه‌های کوتاهی بوده و روند کارها کند شده، اشکال به ما بر می‌گردد که نتوانستیم روش خاص آن شهردار را بشناسیم و بتوانیم در همان قالب با او همکاری کنیم. البته این حالت در مناطق دیگر یکسان نیست و می‌تواند شدت و ضعف داشته باشد، من نسبت به منطقه ۱۷ این تجربه را عرض کردم.

اگر شورایاران به عنوان‌ها، موقعیت و امتیازات مادی دلخوش نشوند و در دفاع از حقوق شهروندان و نظرات کارشناسی و خواسته‌های واقعی مردم استوار باشند، حتماً به اهداف خود می‌رسند.  ولی چنانچه دچار ضعف شوند و بخواهند به امتیازات شخصی برسند، کار مردم بر زمین خواهد ماند و شورایاری نزد مردم بی اعتبار می‌شود.

بنده هزینه‌های زیادی برای دفاع از مردم پرداخت کردم و شورایاران مثل من کم نیستند.  باز هم روی توانایی، تعامل و مدیریت دبیر شورایاری منطقه و محله تاکید دارم.اگر این توانایی بالا باشد، خواسته‌های مردم محقق خواهد شد.۷ سال دبیر محله و منطقه بودم، در این مدت همه شورایاران که با من موافق نبودند، ولی من توانستم مجموعه را با هم همراه کنم تا منافع شهروندان آسیب نبیند.

توضیحی در این خصوص لازم است؛ منظور در این پرسش تفاوت میان سیاست‌های شهرداری و درخواست‌های شورایاری بود، که در سؤال بعدی بهتر می‌شود به آن پرداخت.

پرسش: اطلاع دارید که شهرداری در سال‌های اخیر اهتمام ویژه به اجرای طرح مدیریت محله داشت، با این توجیه که طرح مدیریت محله، تکمیل کننده و تقویت کننده شورایاری است، به نظر شما با توجه به عدم نظرخواهی از شورایاری‌ها در تدوین طرح و بی اعتنایی به مخالفت‌های شورایاران و تجربه که اکنون بدست آمده برداشت شهرداری از طرح مدیریت محله درست بود و شورایاری تقویت شد و یا احتمالا موجب تضعیف شورایاری شده است؟

پاسخ:اول باید اذعان کنم که سؤال‌های شما از قبل برای من مشخص نبود تا به عنوان سند باقی بماند.  لذا نمی‌تواند این شائبه را در پی داشته باشد که من با یک ذهنیت و ساختاری قصد دارم به آنها پاسخ دهم و فکر می‌کنم این رویه شما به واقعی بودن تحقیق خیلی کمک می‌کند.

اول اینکه شورایاری یک نهاد منتخب است.  لذا مشروعیت مردمی دارد و از مردم رأی اعتماد گرفته است،  همین حالت برای شورای شهر در سطح شهر وجود دارد.شورا به همین خاطر است که مطالبه گری می‌کند و خواهان داشتن جایگاه و تنفیذ قدرت و اختیارات از سوی سازمان‌های خدماتی دولت به سمت خود است و طرح مدیریت واحد شهری با این منطق شکل گرفت و در حال نهایی شدن است که طبق آن شانزده وظیفه دولتی به مدیریت شهری واگذار خواهد شد.

سؤال این است، آیا شورای شهر حاضر است نهادهایی را که در قالب امناء به شورایاری‌ها افزوده است را در سطح بالا یعنی رؤسای این نهادها را در کنار خود در شورای شهر پذیرا باشد؟ پاسخ منفی به این سؤال طبیعی است، چون اصلا چنین رویه در هیچ کجا معمول نیست.در همین ارتباط حتی در بحث انحلال شوراها، یعنی منحل کردن رأی مردم، فرایند سختی را دارد و با شوراها و در واقع نمایندگان مردم با احترام برخورد می‌شود.  از این جهت افزودن جمعی  منصب به منتخبین مردم، فاقد توجیه منطقی و نظری است.  به معنای دیگر، وقتی قرار است برای جمع منتخب تصمیمی گرفته شود، باید با اجازه و کسب نظر ایشان باشد و در غیر این صورت قطعا مقاومت‌های خواهد شد.

توضیح: یعنی بر این نکته تاکید دارید که طرح مدیریت محله بدون مشورت و نظر خواهی از شورایاری‌ها تدوین شده و اجرای آن هم به صورت ابلاغ بوده و مقاومت شورایاری‌ها کاملا نادیده انگاشته شده است.

دقیقا؛ شاید روزهای اول در بحث مدیریت محله بیشتر به موضوع سرای محله و اختصاص بخشی از امکانات توجه می‌شد، ولی در ادامه با مشکل شرح وظایف مواجه شدیم.  چون همان وظایف شورایاری‌ها، برای امناء در نظر گرفته شده است و این یک تناقض آشکار است و فعالیت موازی باعث سردرگمی می‌شود و به مرور ماهیت اصلی کار را از بین می‌برد.

تجربه نشان داد مخالفت شورایاری درست بوده و تشخیص اینکه مدیریت محله شورایاری را تضعیف می‌کند بر اساس منطق بیان شد نه هیجانات لحظه ای، با اجرای طرح مدیریت محله، شورایاران آنقدر که به شهرداری کمک می‌کنند، حداقل آن ارتباط را با شورای شهر ندارند و این در ذات این طرح نهفته است و خود به خود شورایاری در دامن شهرداری قرار می‌گیرد.

پرسش:شورایاری یک مفهوم بود که الان به یک نهاد اجتماعی محلی تبدیل شده است.  در حال حاضر شورای شهر و شهرداری بیشترین ارتباط و همکاری را با شورایاری دارند، چون هنوز موانع قانونی شورایاری برطرف نشده، خیلی الزام برای همکاری دیگر سازمان‌ها وجود نداردولی در عین حال از حق نباید گذشت که سازمان‌های دیگر هم با شورایاری همکاری می‌نمایند.  سؤالی که وجود دارد این است، آیا شورا و شهرداری یک تعریف مشترک از شورایاری دارند یا هر کدام تعریف خاص خود را دارند؟

پاسخ: بهترین پاسخ به سؤال شما این است که، شورا و شهرداری در دوره‌های مختلف تعریف متفاوتی از شورایاری داشتند و نمی‌توان شورا و شهرداری فعلی را ملاک قرار داد.در شورای اول، تعریف حتی در مورد خود شورا هم شکل نگرفته بود و مضاف بر این که خود شهرداری هم در آن مقطع دچار چالش شده بود، شهردار و معاونین زندانی شده بودند، در انتخاب شهردار جدید اختلاف آرا وجود داشت و بدیهی بود اصلا بحث شورایاری اولویت نداشته باشد.

شورایاری از سال ۸۰ ۱۳به بعد در کانون توجه قرار گرفت، در دوره اول مقاومت سرسختانه از طرف شهرداری بود و پشتیبانی قاطع از طرف شورای شهر، این نگاه را شما به شکل کاملا متفاوت در دوره‌های بعد شاهد هستید، شهرداری، شورایاری را از خود یا بهتر بگوییم، مال خود می‌داند و شورای شهر عنایت جدی به شورایاری ندارد.

مشکل ما این است که اعضای شورای شهر از شورایاری شناخت درستی ندارد و هر کدام برداشت خودشان از شورایاری را ملاک قرار می‌دهند.  در این بخش باید به رسالت ستاد شورایاری‌ها توجه شود، ضروری است ستاد ارتباط سالم و مستمر بین شورایاری و شورای شهر برقرار کند.ولی ستاد بجای اینکار در حال جهت دادن به شورایاری‌ها است و سعی دارد آنها را با نگرش خاصی هماهنگ و همراه کند.  در کل باز تأکید می‌کنم، هر دوره شورایاری، شرایط خاص خودش را داشته است.مثلا در موضوع تعاملات دیگر سازمان‌ها با شورایاری، دوره سوم قوی‌ترین و کارآمدترین بوده و در واقع شورای شهر تعریف درست تری از شورایاری داشته است.

در منطقه ۱۷ ما آخرین جلسه‌ای که با تمام سازمان‌ها داشتیم در دوره سوم بود که تمام رؤسای ادارات، شهردار منطقه، رئیس شورای شهر و رئیس ستاد شورایاری طی یک جلسه ۷ ساعته به بررسی مشکلات محلات منطقه پرداختند.  در دوره سوم شورایاری، بیشترین مصوبات شکل گرفت و کار خیلی خوب پیشرفت داشت.

پرسش:نظر دولت و مجلس را چقدر به شورایاری‌ها مثبت می‌دانید؟

پاسخ:باز هم موضوع به نوع نگاه دولت و مجلس به مشارکت باز می‌گردد.اگر نگاه به مشارکت ابزاری باشد و از آن برای حفظ و گسترش قدرت استفاده شود، طبیعی است که خروجی مثبتی حاصل نشود.دولت اصلاحات به نظر من نگاه درست تری به شورایاری داشت و به بحث مشارکت شهروندان معتقد بود.  در دوره آقای احمدی نژاد نگاه بیشتر منفعت طلبان بود و تلاش می‌شد شورایاران بیشتر همراه باشند تا مطالبه گر.در دولت آقای روحانی هم، فکر می‌کنم یک گسست رخ داد و اطلاع کافی از شورایاری وجود ندارد و شورایاری خیلی کمتر دیده می‌شود.

پرسش:شما ارتباط گسترده با شورایاران مناطق دیگر هم دارید، در بحث تقویت جایگاه شورایاری، فارق از دولت، مجلس، شورای شهر و شهرداری، شما نقش خود شورایاران را چقدر جدی و مؤثر می‌دانید؟

پاسخ:فکر می‌کنم دخالت‌های خارجی، یک انحرافی در تفکر شورایاران ایجاد کرد و آنها از خودشان غافل کرد و باور شورایاران به حمایت‌های بیرونی بیشتر منعطف است.

بطور مصداقی عرض کنم، مراجعات جریانات سیاسی و گروه‌ها به شورایاری‌ها در زمان انتخابات این حالت را بوجود آورد و انحراف شورایاری‌ها رقم زد، همه می‌خواهند از موقعیت رأی آوری شورایاری به نفع خود استفاده کنند.  شورایاری هم به اشتباه این تصور را دارند که با نزدیک شدن به جریانات سیاسی می‌توانند منافعی را کسب کنند و شاید همین کار باعث شود که موقعیت شورایاری تقویت شود و از این جهت است که ظرفیت داخلی شورایاری‌ها نادیده گرفته می‌شود.یک موضوع دیگر هم این غفلت را تشدید می‌کند، آنهم نداشتن حافظه تاریخی است، شورایاران و شورا و مسئولین شورا، شهرداری و ستاد شورایاری، هر چهارسال یکبار عوض می‌شوند و لذا همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود و باز در همان مسیر آزمون و خطا از سر گرفته می‌شود.

شورایاران الان یا سرخورده هستند یا بی تجربه و اراده‌ای برای انسجام بخشی به توانایی شورایاری‌ها وجود ندارد و شورایاران قدرت هم افزایی ندارند.درک این حقیقت برای شورایاری‌ها خیلی اهمیت دارد که: ۱- بدانند که باید پیگیر مطالبات مردم باشند  ۲- به فکر تثبیت جایگاه قانونی خود باشند.

در دوره چهارم؛ هر دو این حالت‌ها مغفول مانده و زمان به سرعت در حال سپری شدن است.

پرسش: آیا در دوره پنجم شورایاری بازهم داوطلب عضویت شورایاری خواهید بود؟

پاسخ: من تمام تلاش خودم را می‌کنم تا جایگاه شورایاری تثبیت شود، فارق از اینکه خودم شورایار باشم یا نباشم، مهم این است که این اصل مترقی باقی بماند و حرمت مردم نگاه داشته شود.  در کل من بدلیل حوادث دوره چهارم تقریبا دیگر تمایل ندارم به عنوان شورایار در دوره آتی فعالیت کنم، ولی به بچه محل هایم کمک می‌کنم شورایار باشد.

پرسش: آیا نکته‌ای هست که بخواهید به بحث اضافه کنید؟

پاسخ: علاقه دارم شهروندان آگاهی داشته باشند که شهرداری یک سازمان عام است که با پول خود مردم اداره می‌شود.  داشتن یک هیئت مدیره که تابع مردم باشد یک خواست منطقی است، شهرداری باید نیازهای مردم را بشناسد و برای مردم احترام قائل باشد.و نکته دیگر اینکه ما در بازی سیاست و توزیع قدرت باید، سیاسیون را به جایگاه خودشان برگردانیم و حوزه اجتماعی را درگیر منازعات سیاسی نکنیم و بگذاریم نهادهای مردمی، خودشان باشند و به کار محله خود برسند.همیشه حضور مردم پر است از خیر و برکت، مردم باید ثمرات مشارکت خود را ببینند و به درستی آن باور داشته باشند.

با تشکر فراوان- مصاحبه خوبی بود

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما   مسعود مسلمی   انسان‌ها از دیرباز با پیاده ر…