خانه مصاحبه شورایاری ها و مشارکت واقعی در مدیریت شهر تهران

شورایاری ها و مشارکت واقعی در مدیریت شهر تهران

شورایاری ها و مشارکت واقعی در مدیریت شهر تهران

 

معرفی: ولی الله شجاع پوریان، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، دو دوره نماینده مردم  شهر اهواز در مجلس شورای اسلامی  عضو دوره چهارم شورای اسلامی شهر تهران، گرایش سیاسی اصلاح طلب – ایشان در زمان مصاحبه  عضو شورای اسلامی شهر تهران بود

دکتر شجاع پوریان

موضوع مشارکت واقعی شورایاری ها در مدیریت شهر تهران از اهمیت بسزایی برخوردار است . برای تبیین این موضوع با استناد به آرا پیر بوردیو در زمینه قدرت نمادین و نظریه میدان شورایاری ها را از منظر تحلیل منازعات قدرت مورد مطالعه قرار دادم . مصاحبه با آقای دکتر شجاع پوریان در همین خصوص انجام گرفته است

 

 

شجاع پوریان ؛قبل از اینکه سؤال اول را مطرح کنید باید اشاره کنم به اینکه، مطالعات پژوهشی و تحقیقاتی در موضوعاتی که جدید کار بسیار خوب و ارزشمندی است، اما اینگونه تحقیقات بدلیل کمبود منابع کار دشواری می‌باشد و محقق بایستی زحمت بیشتری را متحمل شود.

خود من در دانشگاه با این موضوع مواجه هستم، تعداد زیادی از دانشجویان به سراغ موضوعاتی می‌روند که منابع برای آنها زیاد وجود داشته باشد و کمتر کسی به سراغ کارهای جدید و کاربردی می‌رود، از این جهت کار شما بسیار ارزشمند است، و قطعا نتیجه آن می‌تواند هم برای شورای شهر به عنوان نهاد بالا دستی شورایاری‌ها و هم برای شهرداری به عنوان متوالی اداره امور شهر تهران مفید فایده باشد.  فارق از اینکه نتایج آن خورسند کننده باشد یا که نباشد، چون موضوع مربوط به شورایاری است و شورایاران به عنوان نمایندگان مستقیم مردم هم نظرشان مهم است و هم جایگاه ویژه‌ای در مدیریت شهری دارند و می‌توانند در اداره مطلوب تر امور شهر تاثیر گزار باشند.

البته بایستی به این نکته هم توجه داشت که تحقیق زمانی ارزشمند و مفید خواهد بود که، بدون هیچگونه پیش داوری و سوگیری انجام شود.  یعنی محقق صرفا در چارچوب علمی و پژوهشی به موضوع ورود پیدا کند و نتایج دقیقا منطبق بر داده‌های صحیح استخراج و استنباط شده باشد.

فقط در این حالت است که خروجی کار برای جامعه هدف مفید خواهد بود.

در خصوص منازعات قدرت هم، من نظری دارم که شاید با دیدگاه کسانیکه شما تا کنون با آنها مصاحبه کردید متفاوت باشد، گاهی ما مفاهیم خارجی را ما عینا در مدل‌های داخلی خودمان بکار می‌بریم بدون اینکه آنها را مدل سازی بومی کرده باشیم، و این تولید اشکال می‌کند.

برای مثال در مورد موضوع شما ممکن است نظریه اندیشمند فرانسوی را نتوانیم در اینجا مورد استفاده و ملاک قرار دهیم چون با شاخص‌های فرهنگی و سیاسی ما همخوانی ندارد.

لذا ما همیشه در بحث‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و…به این نکته داریم که لازم است آرا اندیشمندان غربی با مباحث داخلی ما بومی سازی شود و پس از آن مورد استفاده قرار گیرد.

می خواهم بگویم مفهوم منازعه قدرت به تعبیر غربی آن در جامعه ما دارای یک بار معنای منفی است و کاربرد آن به عنوان موضوع تحقیق شما شاید مناسب نباشد.  مثال عرض می‌کنم، در عرصه سیاست می‌گویند این احزاب با هم منازعه قدرت دارند، و یا یک طیف سیاسی در مناسبات درونی خود دچار منازعه قدرت شده و اعضای آن بدنبال کسب سهم بیشتر هستند، طبیعی است که این مفهوم در جامعه ما بار کاملا منفی را در پی می‌آورد.  اگر منظور شما این معنا باشد، همین اتفاق هم برای آن رخ خواهد داد.

اما اگر نکته شما معنای دیگری است که قبل از آغاز مصاحبه به آن اشاره کردید یعنی رقابت میان عاملان نه به معنای منفی، بلکه به معنی رفت و آمد‌ها کردن‌ها و بازی کردن در قاعده سیاست باشد، دیگر آن بار منفی را نخواهد داشت و در حقیقت در پی فراهم نمودن زمینه‌های برای تعامل و همکاری میان عاملان است و بار معنایی آن هم کاملا مثبت خواهد بود.

مصاحبه کننده؛ اگر اجازه بفرمایید برای روشن شدن موضوع به نکاتی اشاره کنم؛ منظور اصلی ما از منازعه قدرت این است که مناسبات و روابط قدرت بپردازیم، استحضار دارید که در سیر پیشرفت جوامع از سنتی به مدرنیته این مناسبات پیچیده شده است.

در دوران سنتی بخش اعظم قدرت در دست مردم بود نه دولت ولی کم، کم از قدرت مردم کاسته و به قدرت دولت اضافه شده است.مردم در گذشته در بسیاری از امور زندگی از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودند و قدر دولت در حوزهای اندکی خلاصه می‌شده است، از جمله اخذ مالیات و شرکت در جنگ‌ها و در کل اعمال قدرت یک جنب سخت افزاری و بازدارنده مثل تنبیه و زندانی کردن داشته است که میشل فوکو تاریخ آن را بدقت بیان کرده است.  اما وقتی می‌رسیم به قرن نوزدهم تغییرات در اجتماع شروع به شکل‌گیری می‌کند، این روند در قرن ۱۹ و۲۰ شتاب فوق العاده‌ای می‌گیرد و از ۱۹۶۰ به این طرف مناسبات اجتماعی با رویکرد توزیع قدرت و کاستن از اختیارات دولت‌ها و سپردن آن به مردم مورد عنایت جدی قرار می‌گیرد.

این در حالی است که ابزارهای اعمال قدرت عوض شده، قدرت سخت کم رنگ شده و شیوه‌های قدرت نرم جایگزین آن شده است.  با کمک تکنولوژی‌های پیشرفته رویکردهای بر جامعه حاکم شده که به صورت هوشمندانه و خستگی ناپذیر بر تمام شئون زندگی مردم اعمال نظارت و قدرت می‌کند.

این حالت در زندگی شهری و خصوصا در شهرهای بزرگ و کلان شهرها حادتر است و گریزی از آن نیست، برای مثال اگر ماشین شما فقط اندکی روی خط عابر پیاده رفته باشد، سیستم بلادرنگ شما را جریمه می‌کند.این همان قدرتی است که فراگیر شده و شهروندان را گریزی از آن نیست، با این ترتیب اندیشمندان علوم اجتماعی از جمله پی یر بوردیو در پی تبیین این وضعیت هستند.  صورت مسئله این است که در یک طرف دولت قرار دارد با در اختیار داشتن تمام امکانات، و در طرف دیگر ملت که روز به روز عرصه زندگی برایش تنگتر می‌شود.

در این وضعیت است که مردم بفکر این می‌افتند که برای دفاع از حقوق خود سازو کاری داشته باشند، تا مانع اعمال قدرت یکطرفه و ضایع شدن حق خود از سوی کانون‌های قدرت شوند.  لذا از اینجا به بعد است که قراردادهای اجتماعی و گروه‌های اجتماعی پا به عرصه اجتماع می‌گذارندو نقش آفرین می‌شوند.  در واقع لازم است میان دولت و ملت یک پل ارتباطی وجود داشته باشد که طبق قواعد بر عملکرد سازمان‌ها و نهادهای دولتی نظارت صورت پذیرد و از طرفی هم مشارکت شهروندان نیز برای اداره بهتر امور جلب شود.

لذا با تذکر جناب عالی موافق هستم، ما سعی کردیم با عنایت به اینکه موضوع شورایاری‌ها در کشور ما تجربه جوانی است و هنوز کار تحقیقی چندانی در مورد آن صورت نگرفته، با استفاده از نظریه میدان پی یر بوردیو الگوی بومی ارائه کنیم تا بتوانیم زوایای پنهان بحث شورایاری را روشن سازیم و موانع پیشرفت آن را شناسایی کنیم، تا هم مدیریت شهری بتواند به نحوه کامل از ظرفیت مشارکت شهروندان و شورایاران استفاده کند و هم شهروندان از فوائد حضور شورایاری‌ها بهرمند شوند و در نهایت شورایاری‌ها هم با انگیزه‌ای مضاعف بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند بدون آنکه در این مسیر دچار انحراف یا انفعال شوند.

پرسش: پرسش اول ما به همین توضیحاتی بر می‌گشت که شما فرمودید، یعنی سؤال ما این بود که آیا شما با این موضوع برای تحقیق موافق هستید یا خیر؟ که جناب عالی فرمودید بله، و نکاتی را هم در این خصوص بیان نمودید، سؤال دوم من این است، می‌دانید که بحث جلب مشارکت شهروندان در اداره امور شهر امروزه جزو اصول مترقی مدیریت شهری محسوب می‌شود، اما برای مفهوم مشارکت تعاریف مختلفی ارائه شده و آن را به سطوح مختلف تقسیم‌بندی کردند، و در مجموعه این بحث مطرح است که مشارکت در بهترین شکل واقعی و در ضعیف‌ترین حالت صوری خواهد بود.  از نظر جناب عالی آیا این تقسیم‌بندی درست است، آیا ما هم در تهران با این مشکلی مواجه هستیم، به این تعبیر که اصل مشارکت که بسیار خوب و پذیرفته شده است را مدیریت شهری در عمل ناقص اجرا کرده باشد.  به نظر می‌رسد واژه مشارکت در کشور ما بار معنای مثبت زیادی دارد و علاقمندی زیادی به کاربردن آن در نوشته‌ها و سخنرانی‌ها وجود دارد، ولی در عمل به آن مقاومت زیادی دیده می‌شود، نظر شما در این ارتباط چیست؟

 

پاسخ: ببینید؛ طبیعی است که نتوانیم این موضوع را انکار کنیم، چون انگیزه مشارکت افراد در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی می‌تواند کاملا متفاوت از همدیگر باشد.  بخشی از انگیزه‌ها واقعی است، مثل انگیزه‌های دینی و معنوی که عامل مهمی هم برای شرکت داوطلبان است و هم برای رای دهندگان، چرا که هر دو طرف این کار را برای پیشرفت جامعه لازم و مفید می‌دانند.

یک بخش هم مثل همه دنیا ممکن است برای کسب قدرت و رسیدن به جایگاه اجتماعی و سیاسی باشد.  به نظر من باید سهم بیشتر را به بخش اول بدهیم، ولی ممکن است افرادی هم این تصور را داشته باشند که یکی از راه‌های پیشرفت در نظام اداری و کسب قدرت و منفعت همین شرکت در انتخابات و کسب رای اعتماد از مردم است.

همچنین عموم مردم هم می‌توانند از این دیدگاه به موضوع نگاه کنند که اگر در انتخابات شرکت نکنند، غیبت ایشان به ضرر خودشان منجر شود و عقاید مخالف نظر ایشان به سرنوشت جامعه حاکم شود. اما رویکرد سومی هم وجود دارد که آسیب زا است، عده‌ای هم هدف از رای دادن را فقط این می‌دانند که به شناسنامه شان مهر انتخابات بخورد و این استنباط دارند که هنگام کارهای اداری مثل استخدام، شرکت در انتخابات‌ها یک عامل مثبت و یک امتیاز قلمداد می‌شود.  البته با توجه به تاکید هسته‌های گزینش در نهادها و سازمان دولتی به گرفتن کپی از همه صفحات شناسنامه نیز به این برداشت دامن زده است.  بنابر این می‌خواهم بگویم مشارکت برخی واقعی و با انگیزه‌های صحیح است و از سوی برخی دیگر کاملا غیرواقعی، البته شما کلمه صوری را بکار بردید ولی من فکر می‌کنم غیر واقعی بهتر باشد.

 

پرسش: فرمایش جناب عالی بسیار با  اهمیت بود.  در مورد کلمه «صوری» دلیل انتخاب این کلمه، جایگاه آن در ادبیات مربوطه به مشارکت است.  اما در خصوص پاسخ شما باید عرض کنم که نظرات شما بیشتر جنبه عمومی و کلی را در بر می‌گیرد مثل همان بحث انتخابات که به آن اشاره فرمودید.  ولی موضوع مورد مطالعه ما اختصاصی تر است و مربوط به شهر تهران و می‌باشد، در آن هم مصادیق مد نظر شورایاری‌ها هستند.  مفهوم مشارکت واقعی هم که مورد پرسش بود، ریشه در اساسنامه شورایاری‌ها دارد که با صراحت به عنوان« جلب مشارکت واقعی» اشاره شده است. حالا بطور مشخص این پرسش را مطرح می‌کنم که، مشارکت واقعی از منظر شما دارای چه شاخصه‌های است، منظور ما از مشارکت صوری هم بیشتر به این معناست که شکل موضوع درست است ولی در واقع مشارکت صورت نمی‌گیرد.  اگر ممکن است شما چند شاخص از این دو مفهوم برای ما بیان کنید؟

 

پاسخ: مشارکت واقعی را می‌توان نیروی محرکی دانست که باعث می‌شود فرد اقدامی را انجام دهد.  فرض کنید در همین مقوله شورایاری اگر انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان منهای منفعت شخصی در انتخابات شرکت کنند این مشارکت واقعی است و اگر اهداف شخصی و منافع فردی مد نظر واقع شود روشن است که مشارکت ایشان صوری است نه واقعی، اگر بخواهم واضح تر بگویم، مثال شورایاران را بکار می‌برم که در طی مدت فعالیت خود مجبورند وقت و امکانات و حتی سرمایه خود را در شورایاری صرف کنند.  حالا اگر چشمداشتی نداشته باشند، مشارکت آنها واقعی خواهد بود.  ولی اگر به فکر کسب منافع برای خود باشند، دیگر مشارکت ایشان واقعی نیست بلکه کاملا صوری و به نفع خود است.

مشارکت واقعی شورایار یعنی اینکه او این طور تصور کند که در قبال مردم مسئولیت دارد و بایستی خود را وقف خدمت به مردم محله کند، چرا که از بطن همین جامعه بر خواسته و همین مردم باعث شدند که او به این جایگاه دست یابد.  حالا اگر شورایاری وظایف خود را درست انجام ندهد و صرفا به داشتن نام شورایار محله بسنده کند، آنوقت است که مشارکت رخ نداده و او باعث شده مشارکت واقعی در محله شکل نگیرد و همه چیز ظاهری و صوری باشد.

معمولا هم افرادی دچار این حالت می‌شوند که از همان ابتدا درک درستی از حوزه شورایاری نداشته و بیشتر بفکر بهره برداری کردن از این موقعیت بوده و اصلا قصد مسئولیت پذیری اجتماعی را نداشتند.  که متأسفانه در مرور زمان و روشن شدن ناکارآمدی ایشان و اهداف فردی که داشتند به اعتماد عمومی لطمه وارد می‌شود و میزان مشارکت مردم در امور اجتماعی و محلی در پی آن کاهش می‌یابد.

 

پرسش: جناب عالی تا کنون به عنوان شورایار، عضو شورای شهر و نماینده مجلس از مردم رای اعتماد گرفتید، بدین خاطر به زوایای مختلفی که باعث می‌شود مردم به کسی اعتماد نمایند آشنا هستید.

لطفاً، با توجه به تاکید اساسنامه شورایاری به رکن نظارتی و مشورتی وظایف شورایاران و اینکه اشاره شده شورایاری وابسته به شورای شهر است و در انجام وظایف شورا با آن همکاری می‌کند.  بفرمایید، اگر شهرداری به این دو رکن توجه نداشته باشد آیا وظایف شورایاران امکان تحقق خواهد داشت و اصلا در این صورت تکلیف شورایاری در قبال مردم چیست؟

 

پاسخ: واقعیت این است که شورایاری یک پتانسیل بزرگی است که نهفته مانده و هنوز هم شناخته نشده، به نظر من اگر این پدیده خوب شناخته شود می‌تواند یک عامل ارزشمند به شورای شهر و شهرداری به صورت عالمانه و درست کمک کند.  شورایاری یک ظرفیت کارشناسی رایگان و فراگیر است که در هر زمان و در سطح تمام محلات تهران وجود دارد.  یک ویژگی خاص آنهم ارتباط مستقیم و پیوسته با مردم است.  این ویژگی را نمایندگان مجلس و شورای شهر ندارند.  ارتباط ایشان خصوصا در شهرهای بزرگ یک ارتباط عمودی با مردم است.  ولی شورایاران ارتباط چهره به چهره و صمیمی با مردم دارند.

یک نماینده مجلس در تهران شاید بیش از یک میلیون رای کسب کند، اما نه رای دهندگان بخود را می‌شناسد و نه شاید هم تا آخر عمرش هم نتواند به محل زندگی این رای دهندگان برود و از نزدیک با موکلین خود گفتگو کند.  این خصوصیت شورایاری‌ها به آنها این امکان را می‌دهد از نیاز‌های واقعی مردم اطلاع داشته باشند و با بیان آن به صورت دسته‌بندی و کارشناسی شده از هدر رفت منابع جلوگیری کنند و همچنین رضایت شهروندان افزایش پیدا کند.

حالا اگر خود شورایاران این وظیفه را خوب انجام ندهند و یا اینکه نگاه مدیریت شهری به شورایاری‌ها مثبت نباشد و به چشم یک مزاحم به آن نگاه کند، آنوقت همه چیز فرو خواهد ریخت.  اگر مدیران شهری این تصور را داشته باشند که شورایاری دارد برای ایشان کار تراشی می‌کند و دارد به مطالبات مردم دامن می‌زند، حتما به این سمت خواهند رفت که شورایاران را مهار کنند و در برابرشان مانع ایجاد نمایند.

همین حالت در مورد اعضای شورای شهر هم صادق است.  اگر اعضای شورا فکر کنند که شورایاری‌ها رقبای آینده ایشان برای حضور مجدد در شورا هستند، طبیعی است که در قبال شورایاری موضع منفی اتخاذ کنند و به نوعی با شهرداری همسو شوند و در نتیجه شورایاری نخواهد توانست به وظایف پیش بینی شده خود عمل کند و مشارکت واقعی شکل نخواهد گرفت.

در این میان شاید حالت دومی هم رخ دهد و آن، انجام کارها به صورت فرمایشی و یا به قولی نمایشی باشد که شما از آن با تعبیر مشارکت صوری یادکردید.  بدیهی است که اگر آسیب شناسی در این خصوص نشود این رویکرد به یک رویه تبدیل شود و اینگونه تصور شود که شورایاری‌ها در همین حد حضورشان در کنار مدیریت شهری کفایت می‌کند و لازم نیست خیلی آنها در گیر تصمیم‌گیری و نظارت شوند.

می شود گفت این نگرش ریشه عمیق در فرهنگ کشور ما دارد، ما به شدت فردگرا هستیم و در کار جمعی توفیق کمی داریم، حتی در ورزش هم شاهد این وضعیت می‌باشیم.  اگر انجام کاری به دیده شدن شخص خودمان منتهی شود، آن را به جد انجام می‌دهیم و در غیر اینصورت تا بتوانیم در قبال هر کار خوبی هم که شده مانع تراشی می‌کنیم و نمی‌گذاریم یک اقدام مفید ویک کار ارزشمند جمعی به ثمر برسد.  ما آنجایکه باید گذشت کنیم و یا موقعیتی را برای دیگری فراهم نموده و به منافع جمعی توجه داشته باشیم ضعیف هستیم.

 

پرسش: شما تجربه شورایار بودن را هم داشتید، آیا شاهد موردی بودید که در آن شورایاران بر خلاف نظرشان مجبور به انجام کاری شده باشند و یا اینکه به نظر و پیشنهاد شورایاران اهمیتی قائل نشده شهرداری کار خودش را انجام داده باشد؟

 

پاسخ : من فکر می‌کنم، اول بایستی به عنصر نمایندگی شورایاران توجه داشته باشیم، به عبارتی وقتی ما در کنار اعضای منتخب، اعضای منتصب را قرار دادیم و عملا ساختاری را ایجاد کردیم که طی آن قاعده نیازسنجی واقعی مردم به هم می‌ریزد، و احتمال دارد که خواسته‌ها به سمت و سوی دیگر برود.  یعنی کاری انجام شود ولی کاری نباشد که مورد نیاز و درخواست مردم بوده بلکه کاری باشد که در دستورالعمل‌های سازمانی و اداری بدان تاکید شده و شورایاری کارکردش تبدیل شده به یک کار روزمره و روتین که حاصل آن فاصله گرفتن مداوم از مردم است.

این اتفاق با طرح مدیریت محله رخ داده است، شش نفر منتصب به جمع هفت نفر منتخب اضافه شدند و خواسته‌های مردم با خواست‌های نهاد‌ها با این ترتیب باید با هم رقابت کنند و البته توجه شهرداری بیشتر به سمت اعضای منتصب تمایل دارد.

شما می‌دانید یکی از چالش‌های فراگیر در محلات، انتخاب مدیر محله است، چرا، چون مدیر محله امکانات در اختیار دارد و از طرفی هم حقوق دریافت می‌کند.  همین امر باعث شده طرفین برای کسب این موقعیت و استفاده از امکانات سراها به رقابت که چه عرض کنم به درگیری و تنش دچار شوند و در نتیجه کار مردم معطل این کشمکش‌ها می‌ماند و شاید این وضعیت برای شهرداری خوشایند باشد، چرا که از دست درخواست‌ها و پرسش‌های شورایاران خلاص می‌شود.

ولی دایره دخالت‌ها به اینجا ختم نمی‌شود، شهرداری و خصوصاً معاونت اجتماعی مناطق و شهرداران نواحی سعی می‌کنند مدیر محله مد نظر ایشان انتخاب شود، ستاد شورایاری مایل است دبیر مطلوب خودش انتخاب شود، شهردار می‌خواهد دبیر منطقه با او هماهنگ باشد و این جریان ادامه می‌یابد و تاثیرات مخربی بجا می‌گزارد.

می خواهم بگویم، با اجرای طرح مدیریت محله ما به تعارض و دوگانگی دامن زدیم و موجب شدیم که شورایاری از مسیر اصلی خود خارج شود.  برخی از شورایاران به ما مراجعه می‌کنند و اظهار می‌دارند که دبیر محله و یا مدیر محله انتخابی نیست بلکه تحمیلی و فرمایشی است و بر خلاف نظر اعضا و با شگردهای خاص انتخاب شده است.

اگر بگوئیم همه شورایاران اینگونه نیستند، می‌شود گفت بخش قابل ملاحظه‌ای از آنها دچار چنین مشکلاتی هستند.

 

پرسش:جناب عالی در شورا و شهرداری با اعضا و مدیران شهری ارتباط خوبی دارید و همچنین خودتان هم از اصحاب رسانه هستید و دایره‌ای اطلاعات وسیعی در حوزه مدیریت شهری تهران دارید، به نظر شما بین شورا و شهرداری یک تعریف مشترک از شورایاری وجود دارد؟

 

پاسخ: به یک معنا خیر، تعریف مشترکی وجود ندارد و یا بهتر بگوئیم مواجه مشترکی با شورایاران وجود ندارد.  شهرداری، با مکانیزم‌های قدرتی که دارد می‌تواند اعمال نفوذ کند.  حتی اگر با دید بدبینانه هم نگاه نکنیم، باز هم شاهدیم که در حال حاضر شهرداری تلاش می‌کند دبیران شورایاری را با خود هماهنگ نماید.

یکی از برنامه‌های شورای شهر در مورد شورایاری، ارائه گزارش دبیران مناطق در صحن علنی شورا است که به صورت دو هفته یکبار انجام می‌شود.  با دقت در این گزارشات مشخص می‌گردد که سمت و سوی کار به جهتی است که شهرداری مورد نقد واقع نشود و سعی بر این است که عملکرد شهرداری را کاملا مثبت نشان دهد.عملا ازکاستی‌ها و نیازهای بر جا مانده از سالیان طولانی کمتر سخن گفته می‌شود.

گزارش شورایاران، شبیه گزارش خود شهردار است، انگار یکی از معاونین شهردار دارد در مورد عملکرد شهرداری گزارش می‌دهد.من نمی‌گویم شورایاران باید در تقابل با شهرداری باشند، اما مشخص است که دیدگاه شهرداری به عنوان مجری و مردم به عنوان ذینفعان و شورایاران به عنوان ناظر و تصمیم ساز به سختی می‌تواند کاملا با هم منطبق شود.  ولی در گزارشات حتی دبیران اقدام به دفاع از شهرداران می‌کنند و جایگاه نمایندگی مردم بودن را از یاد می‌برند.

اما در مورد نگاه شورای شهر به شورایاری‌ها، واقعیت این است که ما از ظرفیت شورایاران زیاد استفاده نمی‌کنیم.  اعضا و کمیسیون‌های ششگانه شورا ارتباط منظمی با شورایاری ندارند.  اگر هم ارتباطی هست، نامنظم و موردی می‌باشد.

شورا مسئولیت شورایاری را واگذار کرده است به ستاد شورایاری‌ها، فارق از اینکه چه کسی مسئولیت آنجا را داشته باشد، می‌شود گفت در کل او دیدگاه شخصی و گرایش خاص خودش را اعمال می‌کند نه سیاست‌های مد نظر شورا را، که البته اگر شورا سیاست مشخصی در این رابطه داشته باشد.  چون اساسا ساز و کاری برای اینکه ستاد شورایاری زیر نظر شورا فعالیت کند طراحی نشده است.  بنابر این، ناهماهنگی وجود دارد و نمی‌شود منکر تأثیرات منفی آن بود.

 

پرسش:شما یک چهره سیاسی شناخته شده از طیف اصلاح طلب در شورا هستید، تشکیل خود شوراها با یک وقفه ۲۰ ساله انجام شد، اما شورای شهر تهران بلافاصله در سی و پنجمین جلسه خود طرح تشکیل شورایاری را مصوب کرد و تا بحال ۱۷ سال از عمر شوایاری سپری شده است.  با توجه به رابطه شما با مجموعه دولت و مجلس، به نظر جناب عالی رویکرد دولت و مجلس چقدر به شورایاری مثبت است؟

 

پاسخ: طیف سیاسی که من به آن تعلق دارم همواره به موضوع مردم و مشارکت دادن مردم در اداره امور کشور توجه خاص و جدی داشته است.  برای نمونه همین تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا بعد از دو دهه وقفه بالاخره توسط دولت اصلاحات رقم خورد.

همچنین توجه به تشکل‌های مردمی و غیر دولتی هم در همان دولت اصلاحات مطرح شد و جان گرفت، لذا مجموعه فکری ما به تکثیر تفکر شورایی و کار جمعی اعتقاد راسخ دارد و در پی آن است که زمینه‌های تحقق این مهم را هرچه بیشتر فراهم نماید.  بنابر این نگاه مثبتی در دولت و مجلس به شورایاری‌ها وجود دارد.

شورایاری‌ها علاوه بر نقش آفرینی در سطح محلی در بحث مدیریت شهری یک ظرفیت عظیم برای فعالیت‌های اجتماعی محسوب می‌شوند، و می‌توانند شروعی باشند برای ارتباط سالم و مؤثر دولت با مردم.  برای آموزش دادن به مردم و فرهنگ سازی و گفتگو و تعامل با مردم افزایش کارآمدی مدیریت کشور و کاهش خطاها در نظام تصمیم گیری‌ها و از همه مهم تر ترویج حقوق و مسئولیت‌های شهروندی و مسئولیت پذیری اجتماعی و مشارکت جویی همگانی در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و فردی، با این توصیف دولت سعی دارد مجموعه شورایاری را تقویت کند.

 

پرسش: استحضار دارید در اصل هفتم قانون اساسی از شورای محل در کنار سایر شوراها نام برده شده است.  ولی هنوز قانونی برای تشکیل شورای محل به تصویب نرسیده و شورایاری‌ها هم بر اساس حدود اختیارات شورای شهر تشکیل شدند و لذا غیر از شهرداری دیگر سازمان‌های خدماتی خود را ملزم به همکاری با شورایاری‌ها نمی‌دانند.

راه حل این مشکل، تصویب قانون شورای محل در قالب طرح یا لایحه در مجلس است.  اگر این مهم صورت پذیرد، بحث مشارکت‌های اجتماعی و مدیریت محلی در ایران وارد مرحله‌ای جدید و مهم خواهد شد.  به نظر شما آیا دولت یازدهم یا مجلس فعلی اینکار را انجام خواهند داد؟

 

پاسخ: البته من نظر شخصی خودم را می‌گویم، همانطورکه افتخار تشکیل شوراها و شورایاری‌ها به نام دولت و شورای اصلاحات رقم خورد.  فکر می‌کنم افتخار شکل‌گیری شوراهای محل هم در دولت تدبیر و امید رخ خواهد داد.

در حال حاضر مجمع نمایندگان استان تهران با ما تعامل خوبی دارد و یکی از برنامه‌های جدی ما همین فراهم کردن شرایط لازم برای تشکیل شورای محل است.تا بحال هم اقدامات زیادی انجام شده و مقدمات اولیه و اصلی فراهم شده است.  اما با توجه با توجه به اینکه ازعمر شورای چهارم و دولت یازدهم مدت زیادی باقی نمانده و در حال حاضر هم دولت چند لایحه مهم مثل، برنامه ششم توسعه، مدیریت واحد شهری و درآمدهای پایدار شهری را در دستور کار دارد، احتمال کمی وجود دارد که به قانون شورای محل هم برسد، مگر اینکه در قالب لایحه مدیریت واحد شهری دیده شود.

پرسش: تا اینجا به بحث مدیریت شهری پرداختیم، حالا می‌خواهیم به خود شورایاری و نقش خود شورایاران در تثبیت جایگاه اشاره کنیم.  به نظر شما نقش شورایاران در این خصوص چقدر مؤثر است؟

 

پاسخ: در واقع مطالبه گر اصلی خود شورایاران هستند و بیش از همه بایستی به فکر پیشرفت و تثبیت جایگاه شورایاری باشند.  شورایاران با این واقعیت مواجه هستند که، از طرفی از مردم رای اعتماد گرفتند و نماینده مردم مستقیم مردم محسوب می‌شوند، ولی در عین حال جایگاه قانونی روشنی ندارند.  نظام انتخاباتی مشخص، شرح وظایف روشن و ضمانت اجرایی کافی ندارند.  نحوی تعامل و ارتباط آنها با شورا و شهرداری هم خیلی واضح نیست و می‌شود گفت در یک فضای مبهم به سر می‌برند.به این جهت برای خروج از این وضعیت بایستی خود شورایاران دست بکار شوند و از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خود استفاده نمایند.

شورای شهر نهال شورایاری‌ها کاشت ولی خیلی به آن توجه و رسیدگی نکرد تا جان بگیرد و به درخت تنومندی تبدیل شود.  شورایاران در دو زمینه می‌توانند نقش تأثیر گذاری داشته باشند.  یکی در همین تثبیت جایگاه قانونی و رفع موانع موجود و دوم اینکه به مسئولین در تدوین هرچه بهتر و دقیق تر قوانین جدید کمک کنند.

برای مثال در مورد انتخابات شورایاری، ابهامات زیادی وجود داشت که خود شورایاران از آن بهتر آگاهی دارند و بایستی ایرادات را به صورت مکتوب و مستند ذکر کنند تا در انتخابات بعدی دوباره شاهد چنین مشکلاتی نباشیم.

 

پرسش: در بخشی از فرمایش قبلی، اشاره به زمینه‌های فرهنگی در خصوص فردگرایی کردید و مثال ورزش را زدید، به نظرتان، یکی از علت‌های که باعث شده روند فعالیت شورایاران کند شود به وجود همین حالت در شورایاری‌ها باز نمی‌گردد، عدم آشنائی با قواعد کار جمعی و یا به عبارت بهتر عدم اعتقاد به خرد جمعی و کار جمعی؟

 

پاسخ: به هر حال، شورایاری، یک تجربه نو در فعالیت‌های محلی در ایران است.  همانطورکه عرض کردم نظام انتخابات شورایاری نواقصی دارد.  هم در تدوین قوانین از جمله در شرایط انتخاب شوندگان و هم در شیوه برگزاری انتخابات، شاید اگر افراد توانمند تری به شورایاری راه بیابند، بخش زیادی از مشکلات فعلی حل شده و کارآمدی شورایاران بیش از این چیزی باشد که اکنون شاهدش هستیم.

در شرایط فعلی، با آموزش هدفمند می‌توان این نواقص را تا حد زیادی برطرف کرد.  ولی در کل نباید فراموش کرد که شورایاران، برآیندی از همین جامعه هستند، وقتی جامعه در موارد خاصی دچار ضعف است، خود بخود آن صفت در شورایاری‌ها هم وجود خواهد داشت و نمی‌شود شورایاری را جدای از جامعه تلقی کرد.  شورایاری معدل و میانگین از سطح جامعه شهری تهران محسوب می‌شود.در همین فرآیند مدیران شهری هم حضور دارند، آنها هم با مقاومت در برابر شورایاری‌ها، فرهنگ خود محوری و پرهیز از مشارکت جویی را به نوعی دیگر به نمایش می‌گذارند و در کل واقعیت‌ها را باید پذیرفت و منطبق با آنها برنامه ریزی و حرکت کرد.

پرسش: با شنیدن کلمه شورایاری، چه صفاتی در ذهن شما تداعی می‌شود ؟

 

پاسخ: من یاد مسئولیت پذیری، دغدغه مندی اجتماعی، کمک به همنوع، مورد اعتماد بودن می‌افتم، یاد افرادی می‌افتم که منزوی و گوشه گیر نیستند، بلکه وارد عرصه فعالیت و توسعه جامعه شدند و سهم خود را نسبت به جامعه ادا می‌کنند.

در مجموع من احساس مثبت و خوبی به آن دارم، احساس خوب بودن، انسان بودن را از آن درک می‌کنم.

 

پرسش: شما تجربه شورایار بودن را داشتید، آیا در انتخابات پنجم شورایاری شرکت خواهید کرد؟

 

پاسخ: هم اکنون در محله خودمان دوستان شورایار از من می‌خواهند که در جلسات ایشان شرکت کنم و در انجام کارها به ایشان کمک نمایم، در واقع در حال حاضر نقش یک شورایار غیر رسمی را دارم و در محله، مردم مرتب به من مراجعه می‌کنند.  در آینده اگر دچار منع قانونی (عضویت هم زمان در دو شورا) نباشم، حتما در شورایاری محله شرکت می‌کنم.

پرسش: آیا نکته‌ای هست که بخواهید به بحث اضافه کنید؟

 

پاسخ: به نظرم باید به جایگاه انتخابی بودن و شیوه برگزاری انتخابات توجه بیشتری شود و بحث اصلاح اساسنامه هم لازم است مد نظر واقع شود.با تشکر فراوان

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما   مسعود مسلمی   انسان‌ها از دیرباز با پیاده ر…