خانه مصاحبه شورایاران چشمان بینای مدیریت شهری

شورایاران چشمان بینای مدیریت شهری

شورایاران چشمان بینای مدیریت شهری

 

ویژگی شورای شهر چهارم تهران، حضور تقریبا مساوی از هر دو طیف اصولگرا و اصلاح طلب در آن بود. این وضعیت در مورد شورایاری دارای اهمیت بود، چراکه هر دو طرف تلاش می کردند با شورایاران تامل داشته و موضوعات شورایاری به همین واسطه بطور مرتب در صحن علنی شورا مطرح می گردید. اما در آن زمان به نظر می رسید، اگر شورای تهران یکدست باشد و فقط از یک طیف سیاسی در آن حضور داشته باشند، وضع شهر و شورایاران بهتر خواهد شد. نظری که در شورای پنجم ابطال آن روشن شد. در خصوص شورایاری بطور مشخص این یکدستی و تک صدای باعث شد که صدای شورایاران بجایی نرسد.

مصاحبه زیر با یک عضو اصوالگرای شورای چهارم در قالب یک کار پژوهشی انجام شده است. شما را به مطالعه آن که حاوی مطالب ارزشمند متفاوتی است دعوت می کنم.

مصاحبه آقای محسن پیر هادی- عضو شورای اسلامی شهر تهران ( ۲/۲۵ /۹۵)

جناب آقای پیر هادی ضمن تشکر از همکاری و وقت گذاری شما برای انجام این مصاحبه که قرار است در قالب یک پژوهش دانشگاهی در خصوص شورایاری‌ها مورد استفاده قرار گیرد.  سؤال اول خود را مطرح می‌کنم.

پرسش: لطفاً بفرمایید، با شنیدن نام شورایاری چه صفاتی در ذهن شما تداعی می‌شود؟

پاسخ: بسم الله الرحمان الرحیم؛ چشمان بینای مدیریت شهری برای انجام هرچه بهتر ماموریت‌ها و وظایف خود، نمایندگان مستقیم مردم که دقیق‌ترین و معتبر‌ترین نظرات اهالی محله را به مدیریت شهری انتقال می‌دهند و بر عملکرد مسئولین نظارت دارند.  کسانیکه به واسطه زندگی در محله، اشراف کامل به مسائل و مشکلات شهروندان دارند، ویژگی که در بین مدیران وجود ندارد.

پرسش: اشاره فرمودید به وظیفه نظارتی شورایاری‌ها و نقش واسط ایشان در انتقال مسائل به مدیریت شهری، آیا با این ترتیب می‌شود استنباط کرد علت رکود نسبی در فعالیت شورایاری‌ها به مقاومتی باز می‌گردد که مدیریت شهری در مقابل درخواست‌های شورایاری‌ها از خود نشان می‌دهد و عملا یک منازعه قدرت در این میا ن شکل گرفته و عامل بازدارنده شده است؟ البته جناب عالی در فرصت‌های مختلف نقدهای نسبت به این موضوع مطرح کرده و خواستار بهبود وضعیت فعلی هستید، لذا این سؤال را برای آگاهی بیشتر از نظر شما مطرح کردیم.

پاسخ: این استنباط صد در صد درست است، اگر من بخواهم از منظر دیگری به موضوع بپردازم، اول مایلم بگویم که من وضع موجود را وضع بدی نمی‌دانم.  چراکه مجموعه شورای شهر و شورایاری هنوز نوپا و جوان هستند.  شاید بگوئیم که ۴ دوره گذشته است، اما از لحاظ مقایسه با زمانی که برای ترویج دموکراسی لازم است این زمان نسبت به کشورهای توسعه یافته بسیار کم است.

ولی اگر توقع ما این است که زودتر به نتیجه برسیم، بله می‌توان گفت می‌توانست بهتر از این باشد.  باید قبول کرد که ما یک دوره رکود و سکون را داشته ایم.  اگر بخواهیم به موضوع منازعه قدرتی که شما به آن اشاره کردید، بپردازیم، می‌رسیم به بحث سیاست، سیاست عامل بسیار مهمی است.  کسانیکه با موضع سیاسی وارد عرصه اجتماعی می‌شوند که در اینجا منظور من شورا و شورایاری  است، مانع از پیشرفت امور در مسیر درست می‌شوند.  اگر شورای شهر هم در برخی موارد نمی‌تواند به نتیجه مطلوب برسد، همین سیاست زدگی اعضا است که مانع می‌شود.

اگر جلوی این سیاست زدگی در شوراها گرفته نشود، در آینده ضرر حضور شوراها از نفعشان بیشتر خواهد بود.  من روی این موضوع فکر کردم، اگر مسائل اجتماعی را از سیاست دور نکنیم آسیب‌های جدی بر کشور وارد می‌شود.  اصلا کارکرد شوراهای شهر به کارکرد سیاسی مثل مجلس شورای اسلامی بدل خواهد شد و از حیث انتفاع خارج خواهند شد.

شورایاری با شورای شهر نقاط مشترک زیادی دارد، درست است که حوزه ماموریت‌های آنها با هم فرق دارد، اما از لحاظ خطر سیاست زدگی هر دو در معرض تهدید هستند، و این خطر خیلی جدی است و بازیگران سیاسی در این صورت به شورایاری به چشم ابزار نگاه خواهند کرد و یک روز به آنها میدان خواهند داد و روز دیگر خیر، ممارست با اهل سیاست اخلاق و منش شورایاری‌ها را تغییر خواهد داد و آنها را از کنشگر اجتماعی به بازیگر سیاسی تبدیل می‌کند.

به نظر من منازعه قدرت از اینجا شکل می‌گیرد، در همین انتخابات اخیر شورایاری یکی از احزاب سیاسی لیست مورد حمایت خود از شورایاری‌ها را منتشر کرد و این خیلی بد است که شورایاری از کانال سیاسی وارد میدان خدمت اجتماعی شود.دقت داشته باشیم که هنوز میزان استقبال مردم از انتخابات شورا و شورایاری در تهران عدد بالایی نیست و هنوز اهمیت وجود آن از سوی مردم درست درک نشده و لازم است در جنبه‌های مثبت شوراها فعال شوند.  البته اکنون ما آفت‌های را داریم، اگر این آفت‌ها بیشتر شودآنوقت کلیت شورا و شورایاری با مشکل مواجه خواهد شد، و دیگر وجودش نه برای شهر و نه برای محله مفید نخواهد بود.  چراکه اگر شما شورای شهر نداشته باشی و فقط شهرداری باشد، حداقل شهرداری تمام توان خود را صرف خدمت رسانی به مردم می‌کند.

در حال حاضر ما داریم در تمام عرصه‌ها مردم را سیاسی می‌کنیم و رنگ سیاست را بر همه چیز می‌زنیم.  مردم بر این اساس نگاه می‌کنند که این حرف را چه کسی زده با کدام نگرش سیاسی زده و دیگر مصالح شهر به فراموشی سپرده می‌شود.در صورتیکه مردم در کف محله سیاست نمی‌خواهند، خدمات لازم برای زندگی شهری می‌خواهند.  باز هم تاکید می‌کنم این خطر بسیار جدی است،  در صحن شورا یارگیری که اعضا از شورایاری‌ها می‌کنند و سیاست زدگی  به وضوح  دیده می‌شود.

من صادقانه عرض می‌کنم که اگر کسی می‌خواهد که به مردم خدمت شود و مردم راحت تر زندگی نمایند، با شبکه‌های اجتماعی کار سیاسی نکند و بگذارند شورایاری‌ها در کنار مردم محله‌ها به همان فعالیت‌های اجتماعی و خدماتی خود مشغول باشند و ایشان را وارد منازعات سیاسی قدرت نکنند.

پرسش: به مطالب مهمی اشاره فرمودید، از جمله موضوع سیاست که نشان می‌دهد ما در منازعات قدرت عملا وارد حوزه سیاست می‌شویم، در صورتیکه در بحث مدیریت شهری منظور از قدرت و منازعه، جدای از قدرت سیاسی است و سرمایه‌های نمادین در حوزه‌های مختلف مد نظر است.  از طرفی هم حوزه اجتماعی و مشارکت شهروندان در اداره امور شهری خارج از دایره سیاست است.

با این لحاظ خود شوراها به منظور و هدف جلب مشارکت مردم در اداره امور شهر تشکیل شدند و شورایاری‌ها را هم با هدف تسهیل گر ارتباط با مردم بر عرصه اجتماعی شهر وارد نمودند.

در اساسنامه شورایاری بر بحث جلب مشارکت واقعی شهروندان تاکید فراوان شده، با این توضیح که عرض شد، به نظر شما این مشارکت واقعی چرا اینقدر اهمیت دارد و آیا این مشارکت در حال حاضر در برای شورایاران واقعی است یا صوری؟

پاسخ: من اعتقاد دارم که نمی‌توانیم بگوئیم مشارکت فعلی صوری است، بهتر است بگوئیم با نقطه مطلوب فاصله داریم، در شورای شهر هم همین وضعیت را داریم.  یک قسمت آن به میزان مشارکت مردم باز می‌گردد، چه در شهر و چه در محله، با احتساب جمعیت ۸ میلیونی  شهر تهران این پرسش مطرح است که یک عضو شورای شهر به نمایندگی چه تعداد از مردم وارد شورای شهر شده و در شورایاری هم این نسبت در مقیاس محلی وجود دارد.

پس باید کاری کنیم که مردم به این مجموعه اعتماد داشته باشند و برای انتخاب نمایندگان توانمند مشارکت نمایند.  فعلا در کشور ما بر عکس کشورهای دیگر مردم در انتخابات سیاسی بیشتر مشارکت می‌کنند تا در انتخابات محلی، اول ما باید این ایراد را بر طرف کنیم، مشارکت واقعی در اینجا ایراد دارد.  درست است که فرد منتخب از لحاظ قانونی مشکلی ندارد و با هر میزان رأی نماینده محسوب می‌شود ولی در اصل یک تضاد شکل می‌گیرد که نماینده با این تعداد رأی به معنای واقعی نماینده مردم نیست و بخش کمی او را انتخاب نمودند.

در کارهای دیگر من به عنصر زمان خیلی اهمیت می‌دهم اما در مورد شوراها  فکر می‌کنم مدت زیادی از عمر شوراها سپری نشده و برای نهادینه شدن امر مشارکت واقعی به وقت بیشتری نیاز داریم. با حفظ احترام مسئولین دولتی من به این نتیجه رسیده ام که ملکت در خیلی از حوزه‌ها سیر صعودی ندارد بلکه رو به افول پیش می‌رود.  اگر قائل به بلوغ سیاسی و اجتماعی باشیم شواهد نشان می‌دهد که این بلوغ رخ نداده و مطمئن همه ما‌ها به عنوان فعالین عرصه‌های مختلف کم کاری کرده‌‌ایم که چنین وضعیتی پیش آمده است.

رفتارهای مردم در عرصه‌های مهم سیاسی مثل انتخابات ریاست جمهوری، بیشتر هیجانی و احساسی است تا عقلانی و منطقی، انتخاب با حداقل اطلاعات انجام می‌شود.  شیوه عده زیادی از مردم، قبلا این طور نبود، انتخاب‌ها خیلی دقیق تر و منطقی تر بود.  این ایراد تا حدی  به کم کاری حاکمیت و نهادهای  بر می‌گردد که وظیفه آموزش و اطلاع رسانی را در جامعه دارند.  در حالت فعلی نتیجه‌ای  که حاصل می‌شود مردم گزینه‌های ضعیف تر را با قصد خیر انتخاب می‌کنند.

ما به شوخی در مورد انتخابات ریاست جمهوری می‌گوئیم که مردم تصمیم خود مبنی بر اینکه به چه کسی رأی  بدهند را روی صفحه موبایل و در آخرین لحظات اتخاذ می‌کنند.  با دو تا جمله یک کاندیدا میلیون‌ها رأی جابجا می‌شود، بدون آنکه کسی بفکر برنامه و توانمندی فرد مورد نظر باشد، و این خیلی بد است.

پرسش: شما اشاره کردید به میزان مشارکت مردم در انتخابات شورای شهر وشورای محله در کشورهای پیشرفته و معتقدید که بحث دموکراسی سابقه طولانی در دنیا دارد، اما باید عرض کنم موضوع انجمن‌های شهر و حکومت‌های محلی کاملا بحث تازه و جدیدی است و از سال ۱۹۵۰ به بعد شکل گرفته ولی بلافاصله شتاب یافته و مدارج ترقی را طی کرده است.

می خواهم درتکمیل این نظر با شما مشارکت کنم و آماری را اعلام کنم؛ در انتخابات اخیر ( سال۱۳۹۲) ۲ میلیون ۲۰۰ هزار نفر از شهروندان تهرانی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند ولی ۱ میلیون۷۰۰ هزار نفر به شورا شهر رای دادند یعنی ۵۰۰ هزار نفر حتی برگه رأی شوراها را هم نگرفتند.  در انتخابات شورایاری هم در دوره سوم۵۲۰ هزار نفر شرکت کرد و در انتخابات دوره چهارم بعد از شش سال تلاش و تبلیغات خیلی بیشتر از دوره قبل میزان مشارکت به۵۶۰ هزار نفر رسید.  مایلم تحلیل شما را در این خصوص بدانم، همچنین بفرمایید امکان دارد مقاومت مدیریت شهری در مقابل شورایاری‌ها و عدم همکاری لازم با ایشان علت عدم استقبال مردم و عدم تحقق مشارکت واقعی شورایاران در اداره امور شهر باشد؟

پاسخ: بله، صد در صد، وقتی می‌گویم سیاست برای این حوزه آفت است، یعنی در همه ابعاد آفت تولید می‌کند.  از جمله اینکه میزان مشارکت و کیفیت آن کاهش می‌یابد.  به نظر من ما باید خیلی از وظایف و اختیارات را به مردم می‌دادیم و شرایط آن هم آماده بود.ولی بعضی مواقع با نگاه سیاسی تصمیم می‌گیریم که اینکار را انجام بدهیم یا نه، برای موفقیت شوراها ما نباید وارد این حوزه شویم، باید یک برنامه بلند مدت مثلا ۲۰ ساله داشته باشیم و آن را به برنامه‌های ۵ ساله تقسیم کنیم و هدف گذاری کنیم تا در این مقاطع به ترتیب اختیارات را به شوراها واگذار کنیم.  اگر در محله ی هم ضعف بود، کمک کنیم تا رشد کند، اما این اتفاق رخ نداده است.

یکی از دلایل عدم استقبال مردم در انتخابات شوراها، این است که مردم نتیجه  ملموسی از انتخاب قبلی خود مشاهده نکردند.  یا احساس و باور عمومی مثبتی وجود ندارد، و این خیلی مهم است، چرا که مردم اگر چیزی برایشان منافع داشته باشد به آن اهمیت می‌دهند، شورا و شورایاری نتوانسته منافع مردم را تامین کند.  البته بخشی از این استنباط عمومی به اطلاع رسانی ناقص و ضعیف بر می‌گردد.  اگر بخواهیم وسیع تر به موضوع نگاه کنیم و به نوعی ساختار شکنی کنیم و اگر شما صلاح دانستید آن را در پژوهش بیاورید، این است که ما حتی در مسجد هم این مشکل را داریم.

در اوایل انقلاب شاهد حضور گسترده همه اقشار مردم در مسجد بودیم، امروز این حضور کم رنگ شده، چرا کم رنگ شده؟ چون کارکردهای  مسجد کم شده و بیشتر به اقامه نماز خلاصه شده است.  در اوایل انقلاب مسجد، محل رجوع مردم و انجام امورات گوناگون مردم بود و زندگی مردم رابطه مستقیمی با مسجد داشت.  به همین خاطر مردم به مسجد اعتماد داشتند.  امروز تعدادی از مساجد خوب عمل می‌کنند ولی اکثریت آنها کارکرد حداقلی دارند.در شوراها، هم همینطور است اگر مردم حس کنند شورا و شورایاری  برایشان کارایی ندارد، از آن استقبال نخواهند کرد.  اگر مردم ببیند که اعضای منتخب آنها بدنبال منافع شخصی و حاشیه‌ای می‌روند این روند تشدید خواهد شد.

پرسش: شما اشاره کردید به نحوی انتخاب نمایندگان از سوی مردم در سطوح مختلف؛ از محلی تا ملی که دچار ایراد‌های است و موجب می‌شود نتیجه انتخابات خیلی رضایت بخش نباشد و افراد توانمند از راهیابی به عرصه‌های خدمت باز بمانند.

سؤالی که من دارم این است، شما خودتان به این مسائل آشنا هستید و با شورایاران هم از نزدیک کار کردید، پس چرا در ستاد شورایاری حضور پیدا نکردید تا بتوانید همین دغدغه‌ها را برطرف کنید؟

پاسخ: سؤال خوبی مطرح کردید، بله درست می‌فرمائید، بنده ۱۵ سال است که کار فرهنگی و اجتماعی می‌کنم.  وقتی وارد شورای شهر تهران شدم علاقمند بودم در حوزه اجتماعی، فرهنگی و شورایاری‌ها کار را ادامه دهم، اما ۱۳ نفر از اعضا برای عضویت در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی ثبت نام کرده بودند و من هم یکی از آنها بودم و  اولویت اول من آنجا بود.

ولی دیدم اشتیاق دوستان از ما خیلی بیشتر است و کسی هم کوتاه نمی‌آید.  آنموقع رئیس شورا آقای مسجد جامعی بود، ایشان مرا صدا کرد و گفت دوستان هیچکدام حاضر نیستند از کمیسیون فرهنگی و اجتماعی کنارگیری کنند، من پیشنهاد می‌کنم خودم، شما، آقای شجاع پوریان و سروری کناره‌گیری کنیم تا عدد کمیسیون به ۹ نفر کاهش پیدا کند و بتواند تشکیل شود.  ما هم به ناچار قبول کردیم و در واقع ما ۴ نفر که سابقه ی طولانی فعالیت فرهنگی داشتیم از حضور در کمیسیون فرهنگی باز ماندیم.  در ستاد شورایاری‌ها هم، همین اتفاق رخ داد.  جالب اینکه خود آقای مسجد جامعی مجبور شد به عضویت کمیسیون سلامت و محیط زیست در آید.

پرسش: در مدتی که با شورایاری‌ها کار کردید، آیا موردی پیش آمد که شورایاری‌ها بر خلاف خواسته خود مجبور به انجام کاری شده باشند یا نظرشان اعمال نشده باشد و در واقع در مورد انجام وظایف ایشان اعمال قدرت شده باشد؟

پاسخ: بله، از این موارد معمولا رخ می‌دهد، البته شورایاری‌ها هم برداشت و شیوهای مختلف دارند، بعضی‌ها درگیر درخواست‌های جدی و مهم هستند، برخی تعامل می‌کنند و بعضی‌ها هم منافع و ملاحظاتی دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند.  در شورای شهر هم وضع به همین منوال است، یعنی شهردار با نفوذ روی افراد، نظر ایشان را جابجا می‌کند.  به هر دلیلی و با هر انگیزه‌ای حالا ما با آن کار نداریم، که امری طبیعی است، البته امر نادرستی است.  اگر من دارم این مطلب را بیان می‌کنم، می‌خواهم بحث شما واقعی دنبال شود و شعار دهی نکرده باشم.

از این جهت اعتقاد دارم نوع برخورد و رفتار ما با شورایاری خیلی مهم است.  من هنوز هم با شورایاران ارتباط دارم و با ایشان دوست هستم، در مدتی که در شورا عضویت دارم و ارتباط کاری مستقیم با شورایاران ندارم، شاهد بودم که در شهرداری منطقه (۷) و ستاد شورایاری‌ها با بعضی از شورایاریان اختلاف پیدا کردند و مسائلی پیش آمد.

برای من قابل قبول نیست که فردی که ۴۰، ۵۰ سال در محله سکونت دارد و به مردم خدمت کرده و با ما همکاری داشته به یکباره به فردی منفی و منتقد جدی شهرداری بدل شده باشد.  ما با همین افراد کار کردیم و همواره از آنها نیکی، درایت و صداقت دیدیم، من این موضوع را آنالیز کردم.  دیدم بعضی رفتارهای مدیران باعث این کار شده است.  من با بعضی از این آقایان ( شورایاران ) علی رغم اختلاف مسلک سیاسی، دوست بودم و با آنها حتی به اردوی زیارتی رفتیم.  می‌خواهم بگویم برخورد و رفتار مدیران، صداقتی که در این رفتارها دارند باعث می‌شود که شورایاران عملکرد بهتری داشته باشند.

مدیری که در صحنه یک چیزی بگوید و در پشت صحنه به عوامل خود فرمان دیگری بدهد، همه چیز را از بین خواهد برد.  وقتی معاون اجتماعی منطقه ۳  بودم، آقای پشمچی زاده ( معاون فعلی شهرسازی شهردار تهران ) شهردار آنجا بود.  بین دو گروه شورایاری اختلافی پیش آمده بود، شهردار به من ماموریت داد که بروم این مشکل را حل کنم.  وقتی رفتم دفتر شهردار ناحیه هنوز شورایاری‌ها نیامده بودند، شهردار ناحیه گفت: فلانی خیلی هم دنبال حل این مشکل نباش، گفتم چرا ؟ گفت بگذار اینها دعوا و اختلاف داشته باشند و ما هم بتوانیم کار خودمان را بکنیم!

بالاخره میان شورایاران را اصلاح کردم و ایشان را آشتی دادم و آمدم به آقای پشمچی زاده گفتم این شهردار ناحیه ما بدرد نمی‌خورد، گفت چرا، گفتم وقتی رویکرد او اینگونه است، اصلا بدرد کار اجتماعی نمی‌خورد و به نظر من شرایط کار مدیریتی را دارا نمی‌باشد.  ایشان هم قول مرا پذیرفت و بعد از مدتی آن شهردار ناحیه را جابجا کرد.

ما هر جا که با مردم صادقانه رفتار کنیم و واقعیت را به ایشان بگوئیم رشد می‌کنیم.  این توصیه هم برای خود ما در شورای شهر است و هم در شورایاری! اگر با مردم صادق باشیم، زندگی خودمان هم بهتر می‌شود.  من هنوز هم وقتی در منطقه ۷ تردد می‌کنم و با شورایاران دیداری حاصل می‌شود، اظهار محبت ایشان خستگی را از من دور می‌کند و روحیه مضاعف برای کار می‌گیرم.

چند سال پیش به اتفاق خانواده برای خرید به میدان امام حسین (ع) رفته بودم.  یکی از شورایاران ما را دید و بلافاصله رفت برای ما نوشیدنی خنک گرفت.  البته در آن موقع هنوز به شورای شهر نیامده بودم و فقط مسئول بسیج شهرداری بودم.  به خانواده ام گفتم من خیلی نتوانستم برای شورایاری‌ها کاری کنم اما رابطه دوستانه خودم با آنها را حفظ کردم.

محبت آن روز دوست شورایار دلی بود.  من نه پستی داشتم که فکر کنم او بخاطر آن اینکار را کرده و نه وی چنین روحیه‌ای از من سراغ داشت.  این بحث به رضایت مردم باز می‌گردد، ما باید به گونه‌ای رفتار کنیم که مردم از ما راضی باشند.  من هر قدر توانستم خدمت کردم، نه اینکه توانسته باشم همه خواسته‌های ایشان را تأمین کرده باشم.  ارتقاء سطح کیفی زندگی یعنی همین، اما اگر ما به همدیگر دروغ بگوئیم و در رفتارمان صادق نباشیم، دیگر زندگی سالم شکل نمی‌گیرد.

پرسش: قدری ملموس تر می‌خواهیم بحث کنیم، یکی از تصمیمات مهم شهرداری تهران اجرای طرح مدیریت محله است.  که شورایاران با آن موافقت نداشتند و شما هم به موضوع آشنایی کامل دارید.  آیا این طرح را بر خلاف ادعای شهرداری برای تقویت شورایاری در تضعیف شورایاری عمل نکرده ؟

پاسخ: من با اصل طرح مدیریت محله موافق هستم، یعنی عده‌ای دیگری از مردم را در اداره امور محله به مشارکت بگیریم ولی به چگونگی اجرای آن نقد دارم.  شاید نظر من خوشایند مجموعه شهرداری نباشد.  شهرداری در مقطعی به اجماع رسید که شورایاری‌ها گزینه مثبت و مفید در جلب مشارکت مردم هستند ولی بعد از مدتی قائل به این شد که باید یک عده دیگر را هم به جمع ایشان اضافه کنیم، و بعد طوری عمل شد که هر دو گروه به مخالفان شهرداری تبدیل شدند.

شورا و شهرداری چون نتوانست اینها را نهادینه کند و ایشان را به عنوان بازوان اجرایی و نظارتی خود در نظر بگیرد این مشکل پیش آمد.ما آمدیم همان اختیارات شورایاری را واگذار کردیم به مدیریت محله و بعد به همان مدیر محله هم اجازه ندادیم مستقل عمل کند.  الان شهرداری خودش می‌رود در پارک‌ها برنامه چند صد میلیونی اجرا می‌کند ولی بودجه ۱۰ میلیونی محله را پرداخت نمی‌کند !

چطور می‌شود این تناقض را پذیرفت؟ شما بگویی که من می‌خواهم مردم را در اداره امور مشارکت دهم ولی عمل شما خلاف آن باشد و هیچ هم به مردم ندهی.  این منصفانه نیست، ما نبایست آنها را تشکیل می‌دادیم ویا اگر تشکیل دادیم باید به آنها اختیارات هم بدهیم.

من چون به آقای قالیباف‌نامه زدم و انتقاد کردم، اینجا هم ابایی ندارم بگویم، ما نباید ۱۳ تا خانه در مدیریت محله راه اندازی کنیم ولی هیچ امنیت شغلی برای ایشان در نظر نگیریم.  ما بدون دادن حداقل امکانات، فقط می‌گوئیم تو برو در آمد زا شو؛ این امکان پذیر نیست.  از طرفی می‌گوئیم پول برای اینکار نداریم، از طرفی بودجه مدیریت محله در قبال پولی که در شهرداری هزینه می‌شود اصلا پولی نیست.

این‌ها همه از سوء مدیریت است که در حوزه فرهنگی و اجتماعی رخ داده، نیامدند برای کسانیکه داوطلبانه برایشان کار می‌کنند برنامه ریزی کنند.  من در مراسم معارفه آقای عبدالهی ( معاون جدید فرهنگی اجتماعی شهردار تهران ) عرض کردم، ما نباید در خیلی از مسائل به عنوان حاکمیت، دولت، شهرداری در سطح جامع کار فرهنگی با این حجم و شدت انجام دهیم، مردم دارند خودشان امور فرهنگی را مدیریت می‌کنند.  ما به عنوان مجموعه‌ای که بودجه و قدرت در اختیار داریم، باید بخشی از آن را به مردم واگذار کنیم تا کار مردم تقویت شود.  واگذاری قدرت و امکانات به صورت واقعی، دولت و سازمان‌های تابعه وظیفه دارند که نهادهای مردمی را تقویت کنند نه تضعیف!

باید اختیارات را به: شورایاری، مدیریت محله، بسیج، مسجد و…  واگذار می‌کردیم.  ولی ما می‌خواهیم در فضای پیمانکاری ثابت کنیم که در حوزه فرهنگی و اجتماعی حرف داریم.  معنای کار یعنی در عمل می‌شویم رقیب مردم، شهرداری می‌شود رقیب مردم، در صورتیکه شهرداری نباید خودش را رقیب خرده فرهنگ‌ها و کانون‌های کوچک محلی کند.  آنها قدرت رقابت با شهرداری را ندارند.  شهرداری باید برود بگوید شما چقدر امکانات دارید من هم به شما کمک می‌کنم که کارتان را توسعه دهید تا مشکلات و معضلات فرهنگی و اجتماعی با این ترتیب کاهش پیدا کند.من شنیدم در یکی از مناطق در ماه رمضان یک میلیارد تومان خرج یک برنامه کردند.  شما اگر این یک میلیارد را در مقیاس همان منطقه بدهی به کانون‌های کوچک فرهنگی، تحول بزرگی ایجاد می‌کنید و کارها بهتر انجام می‌شود.

پرسش: جناب عالی کاراکتر شخصیتی مثبتی دارید و حتی با گرایش‌های سیاسی مخالف خودتان هم ارتباط خوبی دارید و دامنه آن در شورا و شهرداری گسترده است و به همین خاطر از نظرات مدیران شهرداری و اعضای شورای شهر نسبت به شورایاری اطلاع دارید.  سؤال من این است؛ به نظر شما میان شورا و شهرداری تعریف مشترکی از شورایاری وجود دارد و یا اینکه برداشت‌های این دو از شورایاری متفاوت است؟

پاسخ: نظرات متفاوتی دارند، چون این حوزه را نمی‌شناسند و این اصل مشکل است.  من هم بواسطه معاون اجتماعی بودن در ۲ منطقه تهران با موضوع شورایاری آشنا شدم.  در مجموع می‌توان گفت دو دیدگاه وجود ندارد بلکه دیدگاه‌های متفاوتی به شورایاری وجود دارد.

پرسش: مجموعه دولت و مجلس را چقدر با شورایاری همراه می‌بینید؟ آیا رویکرد مثبتی وجود دارد؟

پاسخ: نه رویکرد مثبتی حاکم نیست، عده‌ای هم که با این موضوع آشنا شدند، فکر می‌کنند باید از این ظرفیت استفاده سیاسی کنند.  این امکان را سیاسیون به عنوان فرصتی برای تقویت زمینه‌های خدمت بهتر به مردم ندیدند.  بیشتر نگاه‌ها ابزاری است نه کاربردی.نمایندگان مجلس بعضا با شورایاری همکاری داشتند، اما عموم نمایندگان خیر، مسئولین دولتی نیز به همین ترتیب، یعنی اگر فکر کنید سازمان‌های دولتی با شورایاری‌ها همکاری می‌کنند اینطور نیست.  مگر اینکه به صورت موردی و تحت فشار اداری اندکی همکاری صورت بگیرد و یا به صورت محدود یک مدیر بنابر علائق شخصی تمایل به همکاری داشته باشد.

پرسش: به نظر شما خود شورایاری‌ها چقدر در تثبیت جایگاه شورایاری موثرند ؟

پاسخ : خیلی، اولا اینکه خودشان کنترل و مدیریت کنند که از وظایف اصلی خود غافل نشوند و وارد حوزه سیاست نشوند.  حتی باید مقاومت کنند و اجازه ندهند که نگاه سیاسی به مجموعه شورایاری  شود.  بعد هم از حاشیه‌های مثل سوء استفاده‌های مالی و موقعیتی دوری کنند و اجازه ندهند اعتبار شورایاری‌ها به این واسطه لطمه ببیند.  خوشبختانه در کنار این زمینه عملکرد شورایاران مثبت بوده و فقط موارد جزئی تخلف رخ داده که البته این موارد را در شورای شهر هم داشته ایم.  مهم تر اینکه مطالبه گر و پرسشگر باشند نه خنثی و تلاش کنند که از ظرفیت قانون اساسی برای تثبیت خود استفاده و اینکار را به صورت مکتوب و مستدل از طریق مجلس پیگیری نمایند.

پرسش: فرض کنیم انتخابات دوره پنجم شورایاری‌ها از راه رسیده و مردم از شما درخواست دارند که عضو شورایاری محله شوید، آیا شما تمایل دارید عضو شورایاری محله خودتان باشید؟

پاسخ: اگر بتوانم وقت بگذارم، بله دوست دارم شورایار هم باشم.  چون کاری که در محله می‌توان انجام داد اهمیت خاصی دارد.

پرسش: نکته دیگری هست که بخواهید به بحث اضافه کنید؟

پاسخ: تأکید می‌کنم که مجموعه شورایاری‌ها بفکر تقویت جایگاه خود باشند و از حواشی دوری کنند.  ظرفیت خدمت در محله خیلی بیشتر از شهر است و مدیریت محلی بهترین شیوه برای حل مشکلات است.

از جناب عالی هم برای انجام این تحقیق مهم و کاربردی تشکر می‌کنم.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما   مسعود مسلمی   انسان‌ها از دیرباز با پیاده ر…