خانه مصاحبه احمد حکیمی پور: شهرداری شورایاری را در امتداد و در اختیار خود می دانست

احمد حکیمی پور: شهرداری شورایاری را در امتداد و در اختیار خود می دانست

احمد حکیمی پور: شهرداری شورایاری را در امتداد و در اختیار خود می دانست

مصاحبه آقای احمد حکیمی پور عضو شورای اسلامی شهر تهران (دوره چهارم)

احمد حکیمی پور در شورای شهردوره اول تهران هم عضویت داشته و از بنیانگذاران شورایاری ها محسوب می شود ، وی در آن مقطع عضو ستاد هماهنگی شورایاری ها بود و موضوعات شورایاری را از نزدیک پیگیری می کرد 

وقتی از وی دعوت کردم تا در مصاحبه تحقیقی با موضوع شورایاری ها شرکت کند ، صمیمانه استقبال کرد و صادقانه نظراتش را بیان نمود . خواندن این مصاحبه افق های تازه ای از شورایاری را پیش روی شما خواهد گشود.

(تاریخ مصاحبه ۱۳۹۵/۴/۱۲) ابراهیم علی پور

احمد حکیمی پور

 

پرسش: ضمن تشکر از جناب عالی برای قبول انجام این مصاحبه تحقیقی، لطفاً بفرمایید با شنیدن کلمه شورایاری یاد چه صفاتی در ذهن شما تداعی می‌شود؟

بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از پاسخ لازم است از جناب عالی بخاطر انجام کار پژوهشی در مورد شورایاری‌ها عرض تشکر داشته باشم، شما از همکاران قدیمی ما در بحث شورایاری‌ها هستید و به تمام موضاعات آن اشراف کامل دارید.

اولین مفهومی که در ذهن من با شنیدن نام  شورایاری  تداعی می‌شود، بحث مشارکت دهی مردم و تعمیق فرهنگ مشارکت در میان عموم مردم جامعه است.  شورایاری راهکاری برای نظارت شهروندان بر امور شهری و مهم تر از همه تحقق مردم سالاری به معنای واقعی و از مصادیق بارز عینیت یافتن آن است.  با تشکیل شورایاری، مشارکت دهی شهروندان در اداره امور شهر تا سطح محله گسترش یافت.

در نهایت اینکه به نظر بنده شورایاری‌ها، ادامه شورای شهر هستند که ریشه در محله‌ها و مناطق تهران دارند، شورا و شورایاری از یک جنس می‌باشند و فقط محدوده وظایف آنها شهر و محله است.

پرسش: عنایت دارید که در اساسنامه شورایاری‌ها از کلماتی مثل؛ غیر سیاسی، غیر دولتی، غیر انتفاعی، هدفمند و برای جلب مشارکت واقعی شهروندان نام برده شده است.  در این میان بحث مشارکت واقعی از اهداف اصلی تشکیل شورایاری  ذکر شده، اما امروزه با گذشته ۱۷ سال از فعالیت شورایاری و طی شدن ۴ دوره از شورای اسلامی شهر تهران، شاهد کندی حرکت و ضعف در فعالیت شورایاری‌ها می‌باشیم، به نظر جناب عالی، آیا علت این رکود و کندی می‌تواند مقاومت مدیریت شهری در قبال شورایاری‌ها باشد و به تعبیری مانعی که باعث شده هنوز مشارکت واقعی شورایاران در اداره امور شهر شکل نگیرد همین مقاومت بدنه مدیریت شهری است؟

البته این فرضیه ما در انجام این تحقیق بر اساس نظریه میدان پی یر بوردیو و بحث منازعات قدرت میان عاملان  است و اثبات و رد آن به نتایج تحقیق بستگی دارد.

پاسخ: به نظر من این موضوع با توجه به واقعیت زندگی در یک کلانشهر مطابقت دارد.  حالا اگر نام آن را منازعات قدرت نذاریم  بهتر است.  رقابت برای کسب قدرت مفهوم را بیشتر می‌رساند، شهرها شامل کانون‌های هستند که هر کدام منافعی را در بر دارد و طبیعی است که تعارض میان منافع و اولویت بندی‌ها رخ دهد، شورایاری‌ها نیز در این کانون قرار دارند و در پی دفاع از منافع مردم هستند و خود بخود در همین گردونه تعارض منافع و اولویت‌بندی منافع قرار می‌گیرند.

انتخابات شورایاری را می‌توان مخرج مشترک شهروندان در محله برای انتخاب افرادی برای دفاع از منافع شهروندان تعریف کرد، البته فقط به صورت جزیره‌ای جدا از هم نیستند این محلات، بلکه منافع عمومی شهر و شهروندان مورد در خواست شورایاران است.  با این ترتیب شورایاری مثلا محله شمشیری از شورایاری محله مسعودیه جدای از هم عمل نمی‌کنند، بلکه همه شورایاری‌ها به مثابه یک سازمان اجتماعی در پی تحقق حقوق شهروندان در مقیاس محله و شهر می‌باشند.

یعنی تنازع بقائی شکل می‌گیرد به این ترتیب که کدام مطالبات در اولویت تصمیم‌گیری مدیریت شهری قرار گیرد، و این فرایند به پویای و سر زندگی شهری کمک می‌کند و شهر را به سوی مدیریت سالم هدایت می‌کند.  زندگی در شهر شامل عرصه‌های مختلف، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، رفاهی، روان شناختی و…  است، که هر کدام مناسبات و مشکلات خاصی دارد.  آنهم در جامعه ایرانی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نسبت جمعیت روستائی ۷۰ به ۳۰ به نفع روستاها بود.  اکنون این نسبت معکوس و به نفع شهرها تغییر کرده است، و این باعث شده، مطالبات، سلایق و مناسبات اجتماعی دچار تغییرات اساسی شوند و حالا تامین این حجم از خواسته‌های تازه، بدون مشارکت خود مردم و ساختارمند شدن آن امکان پذیر نمی‌باشد و باز شاهد خواهیم بود که رقابت برای کسب قدرت در میان گروه‌های اجتماعی و مدیریت شهری درگیرد.

پرسش: با فضای جدیدی که در بحث گشودید، این پرسش را داریم که، طبق مواد اساسنامه شورایاری‌ها که بر تصمیم‌گیری با مردم تاکید دارد و ۱۸ بند شرح وظیفه هم برای شورایاری تدوین کرده، در واقع قرار است بخشی از اختیارات شورا و شهرداری در این قالب به شورایاران تنفیذ شود.  نمود این رویکرد در نقش تصمیم سازی شورایاری‌ها در تصمیم‌گیری مدیران شهری تجلی یافته است.طبق شواهد شورای اول و دوم در عمل به خواسته‌های شورایاران بیشتر توجه نشان داد و نتیجه آن این شد که تهران تحول چشمگیری را تجربه کرد و رونق و آبادانی به تمام سطح شهر گسترش یافت و رنگ و بوی شهر حال و هوای تهران بهتر شد.  اما از شورای سوم به بعد کم، کم می‌بینیم توجه از شورایاری‌ها برداشته می‌شود و شورایاری به حاشیه رانده می‌شود، به نظر شما چه عواملی باعث شد که مدیریت شهری اینگونه تغییر موضع دهد و بر ابر شورایاری‌ها از خود مقاومت نشان دهد؟

پاسخ: برای این موضوع دلایل مختلفی می‌توان ذکر کرد، یکی از آنها بحث تداخل نقش‌ها است، به نظر می‌رسد در یک مقطعی شهرداری شورایاری را در امتداد و در اختیار خود می‌دانست و نقش آنها را به عنوان بازوان اجرایی خود قلمداد می‌کرد.  البته این استنباط بی علت هم شکل نگرفته بود، چرا که شورایاری‌ها به لحاظ امکانات مادی و سخت افزاری وابستگی  کامل به شهرداری‌ها داشتند.

این امر باعث شد یک رابطه سازمانی اشتباه میان شهرداری و شورایاری شکل بگیرد، چرا که شورایاری وظیفه نظارت بر عملکرد شهرداری را دارد و شهرداری بایستی در تصمیم گیری‌ها مطابق نظر و مشورت ایشان عمل کند.  اما در عمل شهرداری این برداشت را داشت که شورایاری‌ها نیروهای صف شهرداری‌ها هستند.  از هنگامی که شورایاران به نقش و جایگاه خود بهتر و بیشتر واقف شدند و شروع کردند به مطالبه گری  و پرسشگری، در قبال آن شهرداری هم به مقاومت هوشمندانه دست زد تا از واگذاری اختیارات خود به شورایاری جلوگیری نماید.

لازم به ذکر است که در این میان جمعی از شورایاران نیز با شهرداری همراه شدند و بجای ناظر تبدیل شدند به توجیه گر و مداخله گر و این شروعی برای تضعیف شورایاری‌ها از درون خود بود و رفته، رفته انسجام شورایاری‌ها رو به افول گذاشت، بحث منافع که در ابتدا به آن اشاره کردیم از اینجا به بعد شکل نمایان تری بخود گرفت، اقتصاد شهری حوزه‌ای است که در شهرداری دامنه گسترده‌ای دارد و افراد زیادی سعی می‌کنند خود را به منابع در آمد زا در شهرداری نزدیک کنند، برخی شورایاران هم در این دام گرفتار شدند و باید گفت این پاشنه آشیل شورایاری‌ها است.

چرا که با این اتفاق جایگاه ایشان در نزد مردم و مسئولین تضعیف  و موقعیت شورایاری در مدیریت شهری متزلزل می‌شود.  شروع این حالت تقریباً از اوایل دوره سوم شورایاری آغاز شد و شهرداری دست بالاتر را بر شورایاری‌ها گرفت، به نظر من باید این مسئله را با آسیب شناسی عملکرد تبیین کرد که تحقیق شما کمک شایانی به این موضوع می‌کند.

علت دیگری که می‌شود ذکر کرد، این است که شورایاری‌ها خیلی زود تلاش کردند تبدیل به شورای شهر شوند، یعنی به شورا راه پیدا کنند.  این باعث شد شورا و شهرداری، شورایاری‌ها را به چشم رقیب نگاه کنند.

البته حس ترقی خواهی در همه وجود دارد و نکته منفی نیست، اما در شورایاری این اتفاق هم خیلی زود رخ داد و هم باعث شد که تعارض نقش پیش آید و رقابت‌های پنهان و جدی آید که به روند رو به رشد شورایاری آسیب جدی وارد آورد.  من فکر می‌کنم، این امر جزو طبیعت کار اجتماعی سازمان یافته است و من از آن ناراحت نیستم، چون شورایاری به عنوان یک واقعیت در مدیریت شهری باید تثبیت شود و لذا اعضای آن حس ترقی خواهند داشت.  فقط مشکل سر این است که یک رویکرد جامع وهدایت گر که منافع شورایاری و شهروندان را مد نظر داشته باشد فعلا در میان شورایاری‌ها وجود ندارد و واکنش‌ها و موضع گیری‌ها از یک روند منطقی و مشخص برخوردار نیست و بیشتر به تشخیص و منافع فردی عمل می‌شود تا منافع جمعی، در مجموع من اعتقاد دارم ما نسبت به وضعیت مطلوب فاصله داریم، اما دست آوردهای بسیاری هم کسب کردیم که ارزشمند هستند و تجربه شورایاری در کل تجربه موفقی است.

برای قبول این حرف فقط کافی است نگاهی به وضعیت شهر در قبل از تشکیل شورایاری‌ها داشته باشیم، بالاخره خیلی جلو آمده‌‌ایم و بایستی از اینجا به بعد هم موانع و ابهامات را بر طرف کنیم و کاری کنیم تعارض نقش پیش نیاید و شورایاری همان شورایاری باشد و رسالت خودش در قبال مردم را به انجام برساند.  ۱۸ وظیفه‌ای که شما به آن اشاره نمودید، ما تمام آنها در شورای اول برگرفته از وظایف شوراها در قانون تدوین کردیم و برای همین است که اعتقاد داریم شورایاری  در امتداد شورای شهر است.

مشکل ما این است که در میانه راه ارتباط شورا و شورایاری به نوعی قطع شد، ما از اول آگاهانه شورایاری‌ها را تشکیل داده بودیم و با استناد قانونی هم عمل کردیم چرا که تشکیل انجمن‌های محلی جزو وظایف و اختیارات شورای شهر است.

من معتقدم بایستی شورایاری‌ها را به ریل اصلی خود باز گردانیم واز تعارض نقش ایشان جلوگیری کنیم.  باید قبول کرد که جنس و کارکرد شهرداری اجرایی است و لذا نظارت را پس می‌زند و در دولت هم همینطور است، دولت هم نظارت شوراها را بر نمی‌تابد.

و این ربطی به افراد ندارد، بلکه سیستم و ساختار اینگونه مناسبات را رقم می‌زند و دستگاه‌های اجرایی بطور کلی نظارت را پس می‌زنند.  لذا لازم است با تدوین شرایطی کمک کنیم شورایاری‌ها در جایگاه اصلی خود قرار گیرند، من فکر می‌کنم در حال حاضر شورایاری از فلسفه اصلی خود خیلی در حال فاصله گرفتن است.

احمد حکیمی پور

پرسش: عنایت دارید که شاه بیت فعالیت‌های اجتماعی مشارکت است و در تمام دنیا بر روی این اصل اتفاق نظر وجود دارد.  در اساسنامه شورایاری هم به درستی به آن اشاره شده «جلب مشارکت واقعی شهروندان در اداره بهینه امور شهر» به نظر شما پس از گذشته ۱۷سال این مشارکت واقعی محقق شده، یا اینکه مشارکت صوری جایگزین آن شده؟

پاسخ: من اگر بخواهم به این سؤال شما با دادن نمره پاسخ دهم، من نمره متوسط رو به پائین می‌دهم، اتفاقات مثبتی هم رخ داده و مردم شورایاری‌ها را می‌شناسند و به آن باور دارند و اگر غیر از این بگوئیم بی انصافی کرده ایم، اما با واقعیت مطلوب فاصله داریم.

من اعتقاد دارم شورایاری‌ها تمرین خوبی هستند برای انجام یک امر مسکوت مانده از قانون اساسی، تدوین گران قانون اساسی بی خودی نگفتند شورای محل، پشت سر این کلمه یک فلسفه جدی، منطقی و هوشمندی وجود دارد.

با تشکیل شورایاری‌ها، درستی این نظر به اثبات رسید، اگر ما از وضعیت مطلوب دور هستیم علت دارد، علت اصلی آن معلق بودن شورایاری از نظر جایگاه روشن قانونی است.  چون هنوز نهادهای حکومتی هیچ لزومی برای همکاری با شورایاری‌ها ندارند و دایره فعالیت شورایاری به شهرداری محدود شده است، طبیعی است که مشکلاتی رخ دهد و موانعی هم بوجود آید.تا همین جا هم شورایاری‌ها در نتیجه جدیت و پیگیری خود تداوم یافتند و خوشبختانه کار را بجای رساندند که دولت تدبیر و امید هم آنها را پذیرفته و به رسمیت می‌شناسد و قصد دارد این تجربه را در سراسر کشور اجرایی کند.

به سخن دیگر ما موفق شد ه‌‌ایم که شورایاری را تثبیت کنیم، اما تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله داریم، اگر ساختارها را اصلاح کنیم به نقطه مطلوب هم خواهیم رسید.

به عقیده من، همین شورایاری‌ها باعث شدند که پدیده نظارت اجتماعی و همگانی در تهران شکل بگیرد، من عضو شورای اول هم بودم و اکنون در شورای چهارم حضور دارم، باید بگویم که تفاوت زیادی در نوع مطالبات رخ داده، جنس مطالبات بیشتر کیفی و به نفع شهر شده، در صورتیکه در دوره اول مطالبات بیشتر جنبه شخصی و مادی داشت.

در حال حاضر ما شاهد مراجعه چشمگیر شهروندانی هستیم که دغدغه شهر را دارند و به کمک مدیریت شهری آمدند.  مسائل زیست محیطی شامل؛ فضای سبز و حفظ باغات، آلودگی هوا، آب، خاک آلودگی صوتی، مشکلات ترافیکی، مشکلات اجتماعی و امثال اینها موضوعاتی است که شهروندان پیگیری می‌کنند و نظرات و دیدگاه‌های خود را به مدیریت شهری انتقال می‌دهند.  می‌شود گفت این رشد مثبت حاصل فعالیت شورایاری است، شورایاران باعث شدند که مفهوم شهروندی در تهران متولد شود و روز به روز رشد کند.  پر واضح است که بین شهروند و شهرنشین تفاوت وجود دارد و هر کس که در شهر زندگی می‌کند شهروند نیست.  شهروند کسی است که به حقوق و تکالیف خود آگاه است.

اگر بخواهیم خود را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم بله، از آنها خیلی عقب تر هستیم، اما با توجه به مناسبات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی کشور، نسبت به قبل از تشکیل شوراها و شورایاری‌ها خیلی جلوتر آمده ایم.  در سوئد شوراهای محلی آنقدر در تصمیم گیری‌ها دخالت دارند که حتی در جزئی‌ترین تصمیمات محلی نظر می‌دهند، ما با این وضعیت فاصله زیادی داریم، ما به آنجا رسیدیم که اصل وجود شوراهای محلی پذیرفته شده و در مسیر آینده ما هم به نقطه مطلوب خواهیم رسید.

پرسش: با توجه به اشراف شما به موضوع شورایاری، آیا موردی سراغ دارید که شورایاران در سیکل تصمیم‌گیری علی رغم نظرشان وادار به انجام کاری شده باشند و نظر ایشان از سوی شهرداری نادیده انگاشته شود؟

پاسخ: یکی از آفت‌های جدی که شورایاری را تهدید می‌کند این است که مدیریت شهری نگاه ابزاری به ایشان داشته باشد و ایشان را فرصتی برای رسیدن به اهداف سیاسی و غیره بداند، برای مثال شورایاری را سبد رأی قلمداد کنند و آن را ظرفیتی برای کسب رأی در صحنه‌های انتخاباتی بدانند.  این آنجایی است که شورایاری‌ها ضربه پذیر می‌شوند، و این دور از شأن شورایاری‌ها است و این خطر جدی وجود دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

شورایاران دارای وزن اجتماعی و جایگاه مردمی هستند و خودشان بهتر از هرکس می‌دانند که امین مردم می‌باشند و لذا رویکردهای سیاسی خود را در موضع گیری‌های کاری دخالت نمی‌دهند و لازم است گروه‌ها و احزاب سیاسی هم این را بدانند و در تکریم خوبی‌ها و ارزشهای جامعه از شورایاری استفاده ابزاری نکنند و موجب نشوند که به اعتماد عمومی شهروندان لطمه وارد شود.

یادمان باشد که شورایاران پل ارتباطی میان مردم و مسئولین هستند و قرار است کمک کنند مشکلات زندگی روزمره شهروندان حل شود و در کنار شورا و شهرداری در تحقق خواسته‌های واقعی مردم عمل کنند.  نباید راضی شویم که این نقش ارزشمند به فراموشی سپرده شود.

پرسش: یکی از اتفاقات مهم مرتبط با شورایاری‌ها در دوره سوم شورای شهر رقم خورد و آن تصویب طرحی به نام «ساماندهی مشارکت‌های اجتماعی » بود که بعد‌ها نام مدیریت محله به خود گرفت و در ردیف اولویت دار‌ترین طرح‌های شهرداری قرار گرفت، در حال حاضر که ۳ سال از فعالیت دوره چهارم می‌گذرد و جناب عالی هم در ستاد شورایاری سمت نایب رئیسی را دارید و به بحث مدیریت محله واقف شدید، آیا اجرای طرح مدیریت محله را در جهت تقویت شورایاری‌ها ارزیابی می‌کنید یا در تضعیف آن ؟

پاسخ: من طرح مدیریت محله را مطالعه کردم و کاملا به آن واقف هستم، فکر می‌کنم طرح مدیریت محله از مصادیق بارز استفاده فرصت طلبانه از موقعیت شورایاری‌ها بود.  به هر حال زمان اجرای طرح در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شوراها بود و همان تعبیری که گفتم نگاه طمع کارانه داشتن به شورایاری و سوق دادن ایشان به سمت سبد رای گیری، همه هم دیدند که این برداشت اشتباه بود و نتیجه‌ای در پی نداشت و ثابت شد که این راه را نرویم بهتر است.

من بارها در جلسات گفته ام؛ شورایاری، شورایاری است و مدیریت محله، مدیریت محله و نبایستی این دو را یکی دانست، از آیت الله جنتی رئیس شورای نگهبان سؤال کردند که شما در شورای نگهبان یک مصوبه مجلس را رد کردید ولی خود شما در مجمع تشخیص مصلحت نظام به آن رأی مثبت دادید، چطور می‌توان این تناقض را توجیه کرد؟

فرموده بودند که من در شورای نگهبان به عنوان فقیه حضور دارم و بایستی بر اساس شرع نظر دهم ولی در مجمع تشخیص مصلحت به عنوان یک عضو بایستی بر اساس مصلحت نظام و کشور نظر دهم.

لذا باید به این نکته توجه داشت که جایگاه و نقش با هم فرق می‌کند، شورایاری با اجرای طرح مدیریت محله در چنین وضعیتی دچار شده، تداخل نقش در شورایاری و مدیریت محله به صورت مرتب ایشان را در موقعیت‌های متناقض قرار می‌دهد.  در نتیجه این طرح باعث موازی کاری، دوباره کاری و تضعیف شورایاری‌ها شده است.

شورایاری‌ها مشروعیت خود را از رأی مردم کسب کردند و در دنیا یکی از بالاترین جایگاه‌ها به همین امر باز می‌گردد، پس منتخب و منتصب در یک جایگاه نیستند و تجربه نشان داد طرح مدیریت محله طرح موفقی نبوده و لازم است در آن تجدید نظر جدی شود.  ما در ستاد شورایاری‌ها حتی با برگزاری چندین جلسه با ستاد راهبری نتوانستیم به اصل مشکل و موضوع پی ببریم، فکر می‌کنم علت آن هم غیر شفاف حرف زدن طرفین باشد.باید بپذیریم که شورایاری،شورایاری باقی بماند و برای مدیریت محله فکر دیگری کنیم.

پرسش: به نظر شما در میان شورا و شهرداری در مورد شورایاری یک تعریف مشترک وجود دارد و یا اینکه هر کدام تعریف خاص خود را از شورایاری دارند؟

 پاسخ: بهترین ملاک برای تعریف قانون است، مرز ما قانون است و باید به آن پایبند باشیم، عنایت داشته باشید شورای شهر طرح تشکیل شورایاری را مصوب کرده و فرمانداری هم از آن ایرادی نگرفته و اصلاحات بعدی آن هم به صورت قانونی صورت پذیرفته و لذا یک تعریف قانونی وجود دارد و آن شورایاری را از جنس مردم و برای مردم می‌داند.  شورایاری در امتداد شورای شهر و با وظایف مشخص که از سوی شورای شهر به آنها تنفیذ شده فعالیت می‌کنند.

شورا می‌توانست انتخاب شورایاران را خودش انجام دهد و از لحاظ قانونی هم ایرادی نداشت، اما شورا صلاح را در آن دید که انتخابات مردمی برگزار شود و خود مردم نمایندگان شورایاری محل را انتخاب نمایند.  حالا اگر شهرداری بخواهد شورایاری را به عنوان نیروی خود قلمداد کند این خلاف قانون است.  البته ارتباط مستمر شورایاران و شهرداری باعث شده نفوذ شهرداری در میان شورایاری‌ها زیاد شود.  در یکی از گزارشات شورایاران در صحن شورا، شهردار منطقه دو هفته بود که عوض  شده بود، ولی در گزارش شورایاری در تمام اسلایدها عکس شهردار جدید آورده شده بود، در حالیکه شایسته بود از شهردار قبلی نام برده شود.  این مصادیق نشان از آن دارد که شهرداری توانسته در حوزه شورایاری نفوذ و دخالت چشمگیری داشته باشد.

پرسش: شما ارتباط خوبی با دولت و مجلس دارید، به نظر شما نگاه  دولت و مجلس در حال حاظر نسبت به شورایاری چقدر مثبت است؟

   جواب: من فکر می‌کنم دولت تدبیر و امید و مجلس هر دو نگاهی کاملا مثبت به شورایاری دارند، برای نمونه همین همکاری همه جانبه دولت در برگزاری چهارمین دوره انتخابات شورایاری‌ها بود، که برای اولین بار بدون هیچ مانع تراشی از سوی وزارت کشور و فرمانداری انتخابات شورایاری‌ها در کمال آرامش و با همکاری کامل دستگاه‌های ذیربط برگزار شد.

بنده اطلاع دارم که در مدیریت جامع شهری دولت نسبت به نهادینه کردن شورایاری‌ها عزم جدی دارد و مجلس هم این آمادگی را دارد که این قانون را به تصویب برساند.  ما از طریق کمیسیون شوراها تلاش کردیم این اتفاق رخ دهد و نظرات کارشناسی خود را ارائه کرده ایم.

پرسش: نقش خود شورایاری‌ها را در تثبیت جایگاه خود چقدر مؤثر می‌دانید؟

پاسخ: به نظر من شورایاری‌ها بیش از ۷۰ درصد خودشان مؤثر هستند، قاعده کلی این است که ورود خوب به کار خودش ۷۰ درصد از موفقیت را رقم می‌زند و شورایاری‌ها هر قدر در محله‌ها ودر میان شهروندان خوب عمل کنند و در مدیریت شهری نقش مثبت ایفا کنند این امر به تثبیت جایگاه شورایاری کمک خواهد کرد.فکر می‌کنم اکنون شورایاری‌ها به این برداشت رسیده باشند چراکه همین انتخابات شورایاری‌ها نشان داد که چه رقابت جدی میان داوطلبان برای ورود به شورایاری وجود دارد.

پرسش: آیا جناب عالی علاقه مند هستید به عنوان یک شورایار در یکی از محله‌های تهران فعالیت داشته باشید؟

پاسخ: من ترجیح می‌دهم اگر داوطلبان دیگری هستند آنها شرکت کنند ولی اگر روزی شود که در شورای شهر نباشم و حضورم هم در شورایاری مؤثر باشد، بله حتما در انتخابات شورایاری شرکت می‌کنم و به مردم محله خود خدمت خواهم کرد.

چون فرقی نمی‌کند شما در چه سطحی از مشارکت باشید، مهم این است که شما این فرایند را قبول داشته و آن را تقویت کنید.  من فرقی بین جنس کار در شورای محله و شورای شهر نمی‌بینم فقط محدوده ی جغرافیای شورایاری کوچک تر است ولی شورایاران فداکارانه تر فعالیت می‌کنند و ارتباط تنگاتنگی با شهروندان دارند.  لذا شوایار بودن برای بنده افتخار است.

نکته‌ای هست که بخواهید به بحث اضافه کنید؟

امیدوارم این پژوهش به حل گره‌های کور فعلی در ارتباط با شورایاری و مدیریت محله کمک کند و با توجه به تجربه و اشراف کامل شما به موضوع مطمئن هستم این اتفاق رخ خواهد داد.

بارگذاری نوشته های مرتبط بیشتر
بارگذاری بیشتر در مصاحبه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بررسی کنید

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما

پیاده محوری؛ حلقه مفقوده شهرهای ما   مسعود مسلمی   انسان‌ها از دیرباز با پیاده ر…